برگزاری دوره آموزشی «ملاحظات قانونی در پرستاری» در بیمارستان روانپزشکی ایران


۱۹ بهمن ۱۳۹۰
تعریف حقوق :
* قانون اساسی
* قوانین موضوعه
* مقررات اداری
* قوانین عرفی common law
قانون اساسی :
* به شکل مستقیم با مسئله قصور و سهل انگاری ارتباط ندارد
* اما به سه منبع دیگر حقوقی اقتدار می بخشد
قوانین موضوعه :
* مقرراتی هستند که بوسیله قانون گذار به تصویب رسیده اند
* مانند قوانین اجتماعی
قوانین عرفی :
آخرین منبع حقوقی قوانین عرفی هستند که بسیاری از قوانین مربوط به سهل انگاری یا قصور را همین مقررات تشکیل می دهند.
اهمیت قانون برای پرستار :
* آشنایی با قوانین و مقررات و ضوابط حاکم بر پرستاری از اولویتهای برنامه های پرستاری است و حرکت در چارچوب ضوابط و شرح وظایف پرستاری از اهم اموری است که پرستاران می بایست آن را مورد توجه قرار دهند لذا ضروری است که پرستاران سرآغاز دستورات اخلاقی بوده و در اعتلا و برگردانیدن سلامتی، پیشگیری از بیماریها، تسکیل درد و آلام مددجویان پیشقدم باشند و محتوای قوانین پرستاری و تغییر آن را بعنوان راهنمایی جهت هدایت در برقراری مناسب حین انجام مسئولیتهای محوله مد نظر داشته باشند و بتوانند منطبق و سازگار با اخلاق حرفه ای و با کیفیت مطلوب مراقبت مطمئن را ارائه دهند.
حقوق در پرستاری :
فعالیت های ایمن و بی خطر پرستاری مستلزم درک چهارچوب قانونی است که هر پرستار باید به آن عمل کند. امروزه در تمام جنبه های حرفه پرستاری، درک مفاهیم قانونی، به پرستار در کسب دانشی کمک می کند تا وی بتواند خود را در انجام مسئولیت هایش محافظت نموده و حقوق بیمار را نیز حفظ کند.
لازم نیست که پرستاران از قانون بترسند بلکه باید اطلاعات اولیه ای را که جامعه از آنان به عنوان ارائه دهندگان مراقبت های پرستاری حرفه ای انتظار دارند کسب کنند و مراحل پایه ریزی شده‌ی مراقبت را دنبال کنند.
در جوامع به منظور برآورده کردن نیازهای قانونی افراد و حفاظت از حقوق آنها، قوانین به طور دائم در حال تغییر است. همزمان با پیشرفت تکنولوژی، نقش های پرستار نیز گسترش یافته است و در این میان معضلات اختلاقی در ارتباط با مراقبت از مددجو در حال افزایش است. افراد جامعه‌ی کنونی بیشتر به حقوق خود واقف هستند و نسبت به زمان گذشته حقوق درمانی خویش را بهتر می‌شناسند و همانطور که مراقبت های سلامتی در جامعه‌ی ما تکامل یافته ، مفاهیم قانونی در مورد این مراقبت ها نیز گسترش یافته است. در این شرایط همزمان و به طور مکرر عملکرد پرستاران تحت نظارت منابع متعدد و قوانین بهداشتی قرار می گیرد و آشنایی پرستاران با قوانین سبب ارتقاء توانایی آنها در حمایت از بیماران می شود.
محدودیت های قانونی در پرستاری :
پرستاران حرفه ای باید محدودیت های قانونی را که عملکرد روزانه‌ی آنها را تحت تاثیر قرار می‌دهد بشناسند. درک این مسئله موجب قضاوت صحیح تصمیم گیری خردمندانه، اطمینان یافتن از حصوص ایمنی و ارائه مراقبت های پرستاری مناسب خواهد شد.
منابع قانونی :
خط مشی های قانونی که پرستاران باید آنها را دنبال کنند از نظام های قانونی ، قوانین اجرائی و قوانین رایج جامعه شناسی شده اند. این قوانین به وسیله‌ی افراد قانونگذار انتخاب و ایجاد می‌شوند.
قوانین عملکردی مرزهای قانونی عملکردهای پرستاری را تعیین کرده و توضیح می دهند. قوانین اجرائی، توسط نهادهای اجرائی در هنگام ایفاق نقش پرستاری تدوین می شوند. قوانین رایج از سوی مراجع قضائی و دادگاه ها در هنگام قضاوت در مورد پرونده افراد بوجود می آید.
قوانین وضع شده در یکی از دو دسته قوانین جنایی یا مدنی قرار می گیرند. قوانین جنایی از صدمه و آسیب به جامعه جلوگیری کرده و قصاص جرائم را تعیین می کند. برای جرایم دو دسته طبقه بندی وجود دارد.
جنایت جرمی است که بسیار جدی بوده و مجازات آن حداقل بیش از یک سال زندان یا حتی مرگ است.
بزه جرمی خفیف است که مجازاتی محدود یا زندان به مدت کمتر از یک سال دارد. مثالی از این مورد جنایتی است که پرستاران ممکن است در هنگام کاربرد ناصحیح یا سوء مصرف مواد کنترل شده مرتکب شوند. قوانین مدنی از حقوق خصوصی افراد در جامعه حفاظت کرده و امکان دریافت یک خدمت منصفانه، خوب و مناسب را برای افراد فراهم می کند. به طور کلی تخلفات و قانون شکنی های مدنی منجر به صدمه و آسیب به افراد یا دارایی های آن ها می شود که این قانون شکنی‌ها مستلزم پرداخت پول و جریمه هستند، اما تخطی از قوانین جنایی زندان به دنبال دارد.
استانداردهای پرستاری :
* بدین معنا است که آیا یک عمل خاص در حیطه «وظیفه پرستار» قرار گرفته است یا نه
* در هر بیمارستان راهنمای های موجود در کتب درسی (text) و قوانین راهنمای پرستاری (hospital policy) و نیز شرح وظایف و عملکرد پرستار در هر بخش (assignment) مشخص و تعریف شده است و انحراف از استانداردهای پرستاری نوعی قصور شغلی می باشد.
در هنگام طرح دعوی و دادخواهی ناشی از یک غفلت یا عملکرد نامطلوب پرستاری، از کارشناسانی دعوت می شود تا در مورد استانداردهای مراقبت پرستاری پیرامون آن مورد خاص اظهارنظر کنند. این استانداردهای مراقبتی کمک می کنند تا مشخص شود آیا فعالیت پرستار در آن شرایط مناسب بوده یا خیر. کارشناسان پرستاری باید استانداردها را بر طبق قوانین مکتوب پرستاری، سازمان های مسئول، سیاست های داخلی و قوانین بیمارستانی استخراج کنند. در این میان، شرح وظایف پرستاری بسیار کمک کننده خواهد بود. در حال حاضر کارشناسانی از طرف سازمان نظام پرستاری برای شرکت در جلسات کارشناسی نظام پزشکی و سازمان پزشکی قانونی معرفی شده اند تا بررسی پرونده های پرستاری با حضور آنها صورت گیرد.
یکی از اولین و مهمترین مواردی که پیرامون مسئولیت پرستار مورد بحث قرار گرفت در بیمارستان «دارلینگ» و «چارلستون»بود که این مورد در دادگاه عالی «ایلی نویز» در سال 1966 مطرح شد که البته در بسیاری از ایالت های دیگر هم مورد توجه قرار گرفت. این مسئله در مورد مرد 18 ساله ای بود که دچار شکستگی پا شده بود. پزشک اورژانس پای وی را بدون اینکه از پد کافی استفاده کند کچ گرفته بود. پس از مدتی، انگستان پای بیمار متورم شد و تغییر رنگ داد و بیمار از کاهش پیش رونده‌ی حس پایش شکایت می کرد. او بارها این مسئله را با پرسنل پرستاری مطرح کرد. اگرچه پرستاران این نشانه ها و علائم را به عنوان علامت اختلال در گردش خود تشخیص دادند اما برای درمیان گذاشتن این مسئله با سوپروایزر کوتاهی کردند. همچنین پرستاران نتوانستند به صورت تلفنی با پزشک ارتباط برقرار کنند. در این هنگام گانگرن پای بیمار گسترش یافت و مجبور به آمپوتاسیون پای بیمار شدند. اگرچه پزشک در رابطه با عدم گچ گیری صحیح مسئول شناخته شد، اما پرستار ارشد نیز برای قصور در رعایت استانداردهای مراقبت در کنترل و گزارش نشانه های مددجو مسئول بود. هرچند که پرستار تلاش کرد تا به پزشک وی تلفن کند اما هنگامی که نتوانست با پزشک ارتباط برقرار کند باید به پزشک مسئول اطلاع می داد تا از وضعیت بیمار اطمینان یابد. پرستار باید از درمان مناسب و صحیح مددجو اطمینان پیدا کند. این تعهد نه تنها جنبه اخلاقی بلکه جنبه قانونی دارد. رفتار پرستار با مددجو باید به شیوه صحیح و حاکی از وفاداری صورت گیرد. ارتباط حاکی از وفاداری یکی از ویژگی های پرستاری حرفه ای است. پرستار خدماتی را ارائه می دهد که با توجه به ماهیت آن، مددجو به تخصصی بودن، تمامیت و درستی حرفه پرستاری اعتماد می کند. پرستار باید به منظور ارائه اطلاعات کافی و مراقبت های بی خطر ، با بیمار رفتاری صادقانه داشته باشد. بهترین راه پرستاران برای کنار آمدن با مسائل قانونی که مسئولیت ها و عملکرد آنها را تحت تاثیر قرار می دهد، آگاهی یافتن و رعایت استانداردهای پرستاری است.
ویژگی های قانونی:
دادخواست: یکی از اجزاء دعوی : در این جزء شاکی بیان می کند که پرستار چه اشتباهی مرتکب شده و چگونه نتیجه این کار موجب صدمه به شاکی شده است.
پاسخ: پرستار هر ادعائی از جانب بیمار را می پذیرد یا رد می کند. هیچ چیز بدون مدرک پذیرفته نمی شود.
بررسی: بازجوئی: با ارائه سوگند به دادخواست ارائه شده پاسخ داده می شود. این جلسه معمولاً متشکل از شاهد، متخصص بیمه و افراد ارائه دهنده مراقبت به شاکی قبل و بعد از حادثه می باشند.
اسناد پزشکی: جمع آوری تمامی اسناد پزشکی شاکی و شواهد قبل و بعد از وقوع حادثه.
شواهد و گواهی ها: با ارائه سوگند اصلی برای شاهد مطرح شده و تمامی اطلاعات مرتبط و غیرمرتبط در مورد حادثه جمع آوری می شود.
دیگر موارد: تقریباً همیشه شاکی و متهمین (پزشک، پرستار، پرسنل بیمارستان) احضار می شوند.
دیگر شاهدها: شاهدین واقعی، هر دو شاهدهای بی طرف یا متعصب به منظور کسب اطلاعات و آگاهی از دیدگاه های آنها در مورد واقعه دعوت می شوند که این افراد ممکن است شامل افراد خانواده از طرف شاکی یا دیگر پرسنل گروه بهداشتی (مانند پرستار) از طرف متهم باشند.
احضار پزشک معالج: پیش از پی گیری، احضار پزشک معالج می تواند به کسب اطلاعاتی نظیر شرایط پیش از واقعه، علت، ماهیت و گستردگی صدمه و میزان تداوم آن کمک کند.
کارشناسان: فرد شاکی، برای آگاهی از قوانین ضروری کارشناسانی برای مقابله با متهم انتخاب می‌کند. همچنین فرد متهم نیز برای بررسی مراقبت پرستاری ارائه شده کارشناسانی را انتخاب می‌کند.
محاکمه: حکم صادر شده معمولاً برای 2 تا 3 سال است و گاهی اوقات طولانی تر شده و به 6 تا 8 سال می رسد و فقط حدود 5 درصد موارد اجرا می شود. در اغلب موارد این مسئله رد شده یا طرفین به توافق می رسند، توافق به این معنی است که برای صدمه وارده پول پرداخت می شود.
غفلت کردن:
- پرستار در مقابل بیمار مسئول است.
- گاهی ممکن است مسئولیت خود را انجام نداده یا آن را ناقص انجام دهد (نقصان در مهارت یا آگاهی های معمول در شرایط یکسان و مشابه در مقایسه با دیگر همکاران حرفه خود).
- در این صورت مصدوم دچار آسیب می شود و نتایج زیر را دربردارد:
افزایش صورت حساب های پزشکی، به هدر رفتن پول، درد و رنج، آسیب های پیش از تولد و مرگ ناشی از اشتباهات.
-آسیب به مددجو ممکن است به دلیل نقص در انجام مسئولیت ها توسط پرستار باشد.
درمان طبی اورژانس و قانون زایمان:
درنتیجه انتقال مددجویان از بیمارستان های خصوصی به دولتی بدون اینکه غربالگری مناسب صورت گیرد یا وضعیت بیمار ثابت شود (با توجه به قانون ارجاع بیمار) قانون درمان طبی اورژانس به وجود آمد. براساس این قانون زمانی که بیمار به اورژانس بیمارستان مراجعه می کند، پرسنل موظف هستند تا با توجه به ظرفیت بیمارستان، غربالگری پزشکی مناسب را انجام دهند و در صورتی که بیمار موارد اورژانس دارد نباید تا زمانی که وضعیت بیمار پایدار شود از بیمارستان برود یا به جای دیگر منتقل شود. در یک سری شرایط بیمار می تواند قبل از ثابت شدن شرایط منتقل شده یا مرخص شوند. به عنوان مثال، اگر مددجو به طور کتبی درخواست خود را مبنی بر ترخیص یا انتقال ابراز کند بعد از اینکه مضرات و مزایای این کار برایش توضیح داده شود رضایت نامه آگاهانه را امضا کند، یا اگر پزشک تشخیص دهد که مزایای رفتن بیمار بیشتر از مضرات آن است و بیمار ترخیص شود هیچ تخطی نسبت به مددجو صورت نگرفته است. انتقال بیمار نیز باید در شرایط مناسبی صورت بگیرد که شامل : 1- باید بخش گیرنده بیمار موافقت کرده و پرسنل و امکانات کافی جهت ارائه خدمات به مددجو را داشته باشند. 2- گزارشات پزشکی باید قبل از انتقال مددجو، به بیمارستان گیرنده داده شود. 3- بیمار باید با پرسنل و امکانات مناسب به مکان مورد نظر فرستاده شود.
قانون سلامت فکری:
شرکت های بیمه می توانند بعضی از تسهیلات را تحت پوشش بیمه قرار ندهند که این مسئله موجب محدودیت بیمه در تحت پوشش قرار دادن بعضی بیماری های خاص می شود. اما تسهیلاتی برای مددجویان سلامت روانی درنظر گرفته شده است.
مددجویان می توانند به صورت داوطلبانه یا اجباری در بخش های روانپزشکی بستری شوند. درخواست بستری کردن اجباری در این بخش ها باید توسط دادگاه و در 96 ساعت اولیه بازداشت افراد و مددجویان صورت گیرد و رسیدگی به وضعیت آنان باید طی 2 روز اول حضور اجباری آنها انجام شود. اگر قاضی تشخیص داد که مددجو برای خود یا دیگران خطرناک است باید 21 روز یا بیشتر به طور اجباری تحت درمان روانپزشکی در بخش روان قرار گیرد.
مددجویان مستعد خودکشی نیز در صورتی که تاریخچه و سوابق پزشکی بیمار گرایش او را به خودکشی مطرح سازد، در بخش های روانپزشکی بستری می شود و باید تحت نظر قرار گیرد. دادخواست های زیادی به دنبال تلاش بیمار برای خودکشی در بیمارستان مطرح شده است و اتهامات موجود در این دادخواست ها به این قرار بوده که ارائه دهندگان مراقبت در بخش ها از نظارت و توجه کافی به این مددجویان غافل شده و تسهیلات حفاظتی کافی را برای آنها به کار نبرده‌اند. ثبت احتیاطات انجام شده برای جلوگیری از خودکشی ضروری است و در صورتی که این اقدامات ثبت نشود اگرچه اجرای آن مهم است ولی ارزش قانونی ندارد.
احکام پیشرفته:
دو دسته احکام پیشرفته وجود دارد: تنظیم وصیت نامه در هنگام حیات و وکالتنامه دائم جهت انجام مراقبت های سلامتی. بسیاری از مددجویان خواستار تنظیم وصیت نامه در هنگام حیات یا وکالتنامه‌ی دائم مراقبت های سلامتی بوده اند. قانون تصمیم گیری بیمار (PSDA) در سال 1991 موسسات ارائه دهنده‌ی مراقبت را ملزم ساخت جهت آگاه ساختن مددجویان نسبت به حقوق قانونی خویش و تصمیمی گیری بهتر اطلاعاتی را به صورت کتبی به افراد ارائه کنند. این اطلاعات شامل حق رد کردن و نپذیرفتن درمان یا قانونمند سازی آن می باشد. براساس این قانون در صورتی که مددجو این درخواست را داشته باشد باید در پرونده‌ی او ثبت شود و مددجو نیز آن را امضاء کند. همچنین بیمارستان مسئول نیز باید تضمین کند که از این قانون متابعت کرده و در مورد تنظیم وصیت نامه در هنگام حیات و وکالت نامه دائم جهت مراقبت های سلامتی به کارکنان خود آموزش دهد. این مسئله بسیار مهم است در زمانی که این قوانین برای بیمار توضیح داده می شود باورهای فرهنگی مددجو درنظر گرفته شود. گاهی ممکن است این قانون با باورهای فرهنگی مددجو تعارض داشته باشد. برای اینکه قانون تنظیم وصیت نامه هنگام حیات قابل اجرا باشد باید مددجو از نظر قانونی بی کفایت بوده یا قدرت تصمیم گیری درباره‌ی درمان های مراقبتی را نداشته باشد. تعیین اینکه مددجو از نظر قانونی کارآیی و صلاحیت فکری دارد یا خیر بر عهده ی قاضی بوده و توانایی تصمیم گیری بیمار غالباً توسط پزشک و خانواده تعیین می شود. بنابراین اجرای این فرامین پیشرفته در تیم ارائه دهنده‌ی مراقبت سلامتی یا موسسه ی ارائه دهنده ی مراقبت صورت می گیرد و پرستاران باید با سیاست های موسسه جهت تبعیت از این قانون آشنا باشند.
وصیت نامه هنگام حیات : شامل موارد مکتوبی است که جهت انجام درمان بر طبق خواسته ی مددجو در مراحل انتهایی بیماری استفاده می شود. تصمیم به نوشتن وصیت نامه در هنگام حیات ممکن است به عنوان یک عمل مناسب تلقی نشود یا در شرایط خاص بالینی قابل اجرا نباشد ولی در کل وقتی بیمار اسناد را امضا می کند باید دو شاهد حضور داشته باشند که هیچکدام جزو فامیل یا پزشک مددجو نباشند و در صورتی که ارائه دهندگان مراقبت این مسئله را اجرا کنند باید نسبت به مسئولیت خود مصون باشند.
تنظیم وکالتنامه دائم جهت مراقبت های سلامتی بدین صورت است که یک نماینده یا جانشین برای بیمار درنظر گرفته می شود و نماینده‌ی قانونی بیمار هنگامی که مددجو دیگر نتواند برای خودش تصمیم گیری کند وارد عمل شده و در مورد ارائه مراقبت های سلامتی به بیمار تصمیم می‌گیرد. این نماینده باید در تصمیم گیری های درمانی، خواسته های مددجو را درنظر داشته باشد.
علاوه بر قوانین موجود، اصول اخلاقی در مورد استقلال مددجو نیز این حق را به مددجو می دهد تا از پذیرش درمان های پزشکی امتناع کند. این حق که مددجو می تواند درمان طبی را نپذیرد در دادگاه بوریا در سال 1986 تدوین شده است. در آن زمان بیماری درخواست نموده بود که تغذیه از راه لوله برای او قطع شود و دادگاه نیز صلاحیت قانونی مددجو برای تصمیم گیری در مورد رد درمان را به دلایل مذهبی پذیرفت. دانشمندان مسیحی به دلیل باورهای مذهبی درمان های طبی را می‌پذیرند و کشیشان یهودی نیز درمان های طبی را قبول دارند، اما دریافت خود را به دلیل باورهای مذهبی رد می کنند. در صورت عدم وجود دلایل قانع کننده علمی حق انتخاب برای بیمار وجود دارد. دادگاه عالی ایالات متحده در سال 1990 مصوب نمود که کلیه‌ی دادگاههای ایالات متحده می‌توانند قانونی را وضع کنند که از حق افراد با صلاحیت جهت نپذیرفتن دریافت غذا یا مایع که منجر به ادامه‌ی حیات شود حمایت کند. در مواردی که حق مددجویان جهت نپذیرفتن یا صرف نظر از درمان طبی درنظر گرفته نشود، دادگاه بین علایق مددجو و قوانی کشوری در مورد حفظ حیات، حفظ اخلاق پزشکی، پیشگیری از خودکشی و حفاظت از اشخاص بی گناه تعادل برقرار می کند. به طور کلی کودکان جزو سومین گروه افراد بی گناه محسوب می شوند. با توجه به این مسئله دادگاه نمی تواند بالغین را مجبور کند که تحت درمان های طبی قرار بگیرد چرا که این مسئله به دلائل مذهبی پذیرفته شده نیست ولی به بیمارستان و پزشکان اجازه می دهد که کودکان دانشمند مسیحی یا کشیشان یهودی که از رضایت دادن برای درمان کودکان خود غفلت می کنند را درمان کند.
با این وجود در تمامی موارد به مدارک روشن و متقاعد کننده برای آشنایی با نحوه انتخاب مددجویان نیاز می باشد. اگر هیچ مدرکی در مورد انتخاب های قبلی مددجو موجود نباشد، در بیشتر ایالات اجازه می دهند که بر پایه عوامل دیگر از جمله درخواست مددجو و با توجه به قوانین دولتی درمان متوقف شود.
علاوه بر نپذیرفتن درمان توسط مددجو، پرستار ممکن است به قوانین DNR برخورد کند. DNR به معنای این است که «احیا نشود» یا «کد نخورد». دستورات DNR برای اولین بار در سال 1976 مورد توجه قرار گرفت و تغییرات زیادی در مراقبت های بهداشتی ایجاد کرد چرا که این اولین دستور منع کننده درمان به جای پذیرفتن آن بود. دستور DNR نه فقط به صورت زبانی بلکه باید به صورت مکتوب صادر شود و پزشک باید به صورت مداوم دستورات DNR را در مورد مددجویان مختلف با وضعیت های متفات مرور و توجیه کند، چرا که شرایط بیماران متغیر است. دستوراتی نظیر «slow code» یا ممکن است توسط موسسات مختلف به صورت های متفاوت تفسیر شود. به عنوان مثال در یک موسسه به معنای عدم اجرای CPR باشد. در صورتی که CPR در شرایطی نامناسب تر از استانداردهای پیشنهادی انجمن قلب انجام شود ممکن است در دادخواست به عنوان ارائه یک مراقبت زیر حد استاندارد درنظر گرفته شود.
احیاء قلبی ریوی (CPR) یک درمان اورژانس است که بدون رضایت مددجود انجام می شود. CPR روشی است که در هنگام لزوم برای بیماران انجام می شود مگر اینکه در پرونده بیمار دستور DNR ثبت شده باشد. از سال 1988 تاکنون وقتی نیویورک برای اولین بار قوانین مربوط به DNR را پذیرفت، بیش از 20 ایالت پیش نویس های مشابهی تهیه کرده اند. قوانین حاکی از این مطلب بود که همه ی بیماران باید احیا شوند مگر اینکه دستور DNR در پرونده آنها ثبت شده باشد. به طور قانونی مددجویان بالغ دارای صلاحیت، ممکن است پس از دریافت اطلاعات مناسب از سوی پزشک به دستور DNR به صورت نوشتاری یا زبانی رضایت دهند. رضایت شفاهی نیازمند دو شاهد است که یکی از آنها باید از اعضای تیم پزشکی بیمارستان باشد. رضایت کتبی نیازمند دو شاهد بالغ است و در صورتی که مددجو توانایی تصمیم گیری برای رضایت دادن را نداشته باشد و در صورتی که دو پزشک با دلیل به وکیل او بگویند که درمان طبی مددجو در مراحل انتهایی است و مددجو هوشیار نیست و انجام احیا ممکن است از نظر طبی بیهوده باشد و یا احیا کردن نیازمند انجام کارهایی غیرمعمول در شرایط پزشکی باشد، وکیل او می تواند رضایت نامه را امضا کند. اگر جانشین یا وکیلی برای رضایت دادن در دسترس نباشد باز هم دستور DNR می تواند ثبت شود. اما این مورد تنها در شرایطی است که پزشک به طور قطع و با دلایل کافی اثبات کند که احیا کاری بیهوده است. قوانین بیان می کند که این دستور باید توسط پزشک هر سه روز برای بیماران بستری و هر 60 روز برای بیمارانی که در منزل از تسهیلات مراقبتی بهره مند می شوند بازنگری شود.
یکسان سازی قانون اهدای عضو:
افرادی که بالای 18 سال سن دارند ممکن است بخواهند که اعضای بدنشان را هدیه کنند (اهداء قسمتی از بدن یا همه‌ی اعضائی که بعد از مرگ قابل استفاده باشد). تصمیم بر اهدا عضو باید به صورت کتبی نوشته شده و به وسیله‌ی فرد دهنده امضا شود. در صورتی که فرد دهنده نتواند امضاء کند، فرد دیگری به همراه دو شاهد باید آن را امضاء کند. در بسیاری از ایالات بالغین ممکن است با امضاء پشت گواهینامه‌ی رانندگی خود رضایت خود را جهت اهداء عضو ابراز کنند. در سال 1987 قانون اهداء اعضای بدن در 60 ایالت پذیرفته شد. ممکن است این رضایت قبل از مرگ توسط دهنده باطل گردد.
در بسیاری از ایالت ها فرم های تقاضانامه قانونی وجود دارد که در زمان پذیرش مددجو در بیمارستان، توسط ارائه دهندگان مراقبت به همه‌ی افراد بالای 18 سال ارائه می شود و از آن ها سوال می شود که آیا تمایل دارند اعضاء خود را اهدا کنند یا خیر. اگر جواب امیدوارکننده و مثبت بود، یک کپی از مدارک لازم تهیه می شود و اگر جواب منفی بود، در مورد انجام یا عدم انجام اهداء عضو در شورای پزشکی بحث به عمل می آید. همه‌ی اسناد و مدارک باید در پرونده بیمار ثبت شود. به دلیل کمبود اعضاء حیاتی برای پیوند ، نیاز به وضع قوانین جدید در این مورد وجود دارد که این قوانین نیز جزئی از قانون اهداء اعضای بدن است که در سال 1987 تصویب شد. این قانون مشخص کننده حقوق و مسئولیت های فرد هنگام مرگ است. پزشکی که گواهی مرگ را صادر می کند نباید در جابجایی یا پیوند اعضا دخالت داده شود.
قانون اهداء عضو بدن در سال 1984 کلیه خرید و فروش های اعضای بدن را ممنوع کرده است. همچنین این قانون مصونیت اجتماعی و جنایی را برای بیمارستان ها و پزشکانی که از این قانون پیروی کنند فراهم می کند.
قوانین HIPAA حاوی استانداردهایی است که به بیمار اجازه می دهد به طور خصوصی و از طریق الکترونیکی اطلاعات بهداشتی خود را تغییر دهد. این قانون به بیمار این حق را می دهد اطلاعات خود را حفظ کند یا اشتباهات و نقایص اطلاعات پرونده پزشکی خود را اصلاح کند. علاوه بر این تمامی بیمارستان ها و مراکز بهداشتی نیازمند روش ها و سیاست های ویژه ای است تا از ساختار این استانداردها اطمینان یابند. دانشجویانی که وارد واحدهای مراقبت از بیمار می شوند باید قبل از تماس با مددجو پرونده وی را به طور کامل مطالعه کنند. اما با این وجود نباید از هیچ پرونده ای کپی گرفته شود. اجرای قوانین HIPAA نیازمند رعایت احتیاطات ویژه ای است به این معنا که پرسنل بهداشتی نباید در مورد مددجو و مسائل مربوط به آن در راهروها یا محل گذر صحبت کنند. هیات اطلاع رسانی بیمارستان نیز باید از کد بیمار که حاوی اطلاعات طبی بیمار نباشد استفاده کنند. تخلف از قانون HIPAA مشمول مجازات قانونی و جنائی می باشد. تمام پرستاران باید از سیاست های کلی این قانون مطلع باشند.
قوانین محاسبه و انتقال بیمه بهداشتی:
قانون محاسبه HIPAA در سال 1996 به منظور افتراق بین محدودیت ها و قوانین مربوط به مرگ مغزی از طرف وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به صورت بسیار واضح مطرح شده است.
یکی از راه هایی که شرکت های بیمه با آن هزینه خود را کاهش می دهند این است که مشکل اصلی بیمار که از قبل وجود داشته را تحت پوشش قرار نمی دهند. به عنوان مثال فردی که بیماری قلبی دارد برای تمام مشکلات طبی خود به جز مشکل قلبی تحت پوشش قرار می گیرد. در این موارد قانون HIPAA فقط مشکل اصلی بیمار را برای 12 ماه پوشش می دهد. این به آن معناست که اگر فرد کارمند در سرکار خود حداقل 12 ماه تحت پوشش این بیمه باشد و سپس شغل خود را عوض کند کارفرمای دوم نمی تواند از بیمه وی سرباز زند. یکی از مزایای بیمه HIPAA این است که فرد در طی آن 12 ماه می تواند بدون تغییر وضعیت بیمه، شغل خود را تغییر دهد.
همچنین این قانون فرد اهداکننده را نیز از نتایج زیان بار یا آسیب هایی که در نتیجه انجام پیوند ممکن است ایجاد شود، مصون می دارد. پیوند اعضاء بسیار گران و هزینه بر است. مددجویان با مراحل انتهایی بیماری کلیه (ESRD) تحت پوشش بیمه درمانی برای دریافت پیوند کلیه می‌باشند. اما هزینه ی پیوند توسط شرکت های بیمه خصوصی باید پرداخت شود و شبکه ملی توزیع اعضای بدن با دولت قراردادی امضا کرده و بسیاری از افراد نیازمند پیوند عضو در لیست انتظار این شبکه در منطقه جغرافیایی خود قرار دادند. به تازگی شبکه ای منطقه ای ایجاد شده تا افرادی را که به شدت نیازمند پیوند هستند اولویت بندی کند. پرستاران باید با سیاست های موسسه ی خود در مورد اهداء اعضای بدن آشنا باشند.
موانع و محدودیت ها:
قوانین پزشکی بر اساس محدودیت های فیزیکی و شیمیایی در تسهیلات پرستاری وضع شده است. علاوه بر این FDA چهار دستورالعمل برای استفاده از این محدودیت ها عنوان کرده است.
قوانین مربوط به محدودیت فیزیکی بیمار، بخشی از قوانین درمان است که به دلایل زیر انجام می‌شود:
1- به منظور اطمینان از امنیت جسمی مددجو و سایر افراد.
2- لزوم دستور کتبی پزشک که مدت اختصاصی آن مشخص شده باشد (به طور معمول 24 ساعت) و شرایطی که محدودیت باید تحت آن اجرا شود (به جز در شرایط اورژانس تا زمانی که دستور برسد).
رایج ترین اندیکاسیون های استفاده از محدودیت های فیزیکی به شرح زیر است:
1- احتمال صدمه به خود (افتادن و سقوط) یا به دیگران
2- تداخل با درمان
3- رفتارهای مزاحمت آمیز یا مختل کننده
پرستار باید بداند که چه زمانی و چگونه از این موانع و محدودیت ها استفاده کند. بعد از آن که بیمار محدود شد پرستار باید به طور مکرر او را بررسی نموده و در فواصل مشخص برای مدتی محدودیت‌ها را آزاد کند. مسئولیت اجرای محدودیت ها به طور غیرقانونی و نابجا نظیر مسئولیت صدمه به بیمار و سقوط بیمار متوجه پرستار و موسسه ارائه دهنده مراقبت می باشد.
قوانین مربوط به فوریت ها:
پرستاران ممکن است به عنوان یک فرد مسئول فوریت عمل کنند و در شرایط اورژانس در صحنه‌ی تصادف حاضر شوند. قانون فوریت ها به این دلیل تصویب شدهخ است که پرسنل مراقبت بهداشتی را به ارائه کمک در شرایط اورژانس تشویق کند. این قوانین مسئولیت افراد را محدود نموده و مصونیت قانونی برای پرستارانی که در صحنه‌ی تصادف کمک می کنند قائل می شوند. آنها همچنین می دانند که یک پرستار در صفحه ی تصادف می تواند کمک های اورژانسی را انجام دهد یا در حوادث ورزشی کمک کننده باشد. اگر پرستار در صحنه‌ی یک تصادف اتومبیل حضور یافته و مراقبت های اورژانسی مناسب را مثل ایجاد فشار جهت بندآوردن خونریزی ارائه کنند می توان گفت که این پرستار طبق استانداردهای قابل قبول فعالیت کرده حتی اگر امکانات مطلوب در دسترس نباشد. با توجه به کمبود امکانات اگر در نتیجه‌ی عملکرد پرستار بیمار دچار عوارض شدیدی بشود وی از مسئولیت کار انجام شده مصون خواهد بود و البته این در صورتی است که او غفلت یا بی دقتی فاحشی انجام نداده باشد. گرستاران باید قانون مربوط به کشور خود را به خوبی مرور نموده و آن را بشناسند چرا که کشور ما نیز پرستاران را به حضور و ارائه‌ی کمک در شرایط اورژانس ملزم کرده است.
قوانین سلامت عمومی:
بسیار مهم است که پرستاران، به خصوص آنهایی که در مراکز سلامت کار می کنند، از قوانین سلامت عمومی آگاه باشند. مرکز پیشگیری و کنترل بیماری ها (CDC) و قانون ایمنی و سلامت شغلی (OHSA) به منظور ایمنی و سلامت جامعه و محیط کار به تدوین خط مشی هایی در سطح بین‌المللی می پردازند. اهداف قانون سلامت عمومی دربرگیرنده محافظت از سلامت جامعه، احتقاق حقوق افراد، تنظیم مراقبت های سلامتی و تضمین تربیت افراد کافی جهت تامین مراقبت می باشد. پرستاران بهداشت جامعه به طور قانونی جهت آگاه کردن مردم از قوانین وضع شده مسئولیت دارند تا از سلامت عمومی در جامعه محافظت به عمل بیاورند. مسئولیت ها شامل گزارش موارد مشکوک، سوء رفتار یا غفلت مثل سوء رفتار با کودکان یا کودک آزاری، سوء رفتار با سالمندان، خشونت های خانوادگی، گزارش بیماری های واگیردار و اطمینان از این افراد و مددجویان در جامعه واکسیناسیون کافی دریافت نموده اند. همچنین گزارش دیگر موضوعات مرتبط با سلامتی به منظور حمایت از سلامت عمومی می باشد.
موارد مشکوک به کودک آزاری یا غفلت باید گزارش شود. پرسنل ارائه دهنده مراقبت از جمله پرستاران ملزم به گزارش موارد مشکوک هستند و البته گزارش باید با اطمینان از صحت مسائل صورت گیرد.
در همه ی حیطه های فعالیت پرستاری ممکن است غفلت از مددجویان کودک رخ دهد. پرستار جهت پیشگیری از وقوع هرگونه آسیب یا صدمه اتفاقی به کودک حین انجام مراقبت ها مسئولیت دارد. برای محافظت کودک در تختخواب، از نرده استفاده شود تا از سقوط از بالای تخت و بروز صدمه پیشگیری شود. همه مواد سمی و اشیاء نوک تیز باید از دسترس کودکان کوچکتر دور نگه داشته شود. کودکان کوچکتر باید تحت نظارت دائمی قرار بگیرند تا احتمال بروز صدمات به حداقل کاهش یابد.
یکسان سازی تعیین قوانین مربوط به مرگ:
وقتی مرگ اتفاق می افتد موضوعات متعددی پیرامون این مرگ مطرح می شود، از جمله تعیین نکات اصلی در مورد مرگی است که برای فرد اتفاق افتاده است. دو دسته استانداردهای کلی برای تعیین مرگ وجود دارد. ابتدا استانداردهای قلبی و ریوی که برگشت ناپذیر بودن توقف جریان خود و عملکرد تنفسی را ثابت می کنند. همچنین استانداردهای عملکرد مغزی که برگشت ناپذیر بودن عملکرد کل مغز از جمله سابقه ی مغز را (بصل النخاع) به اثبات می رساند. علت تعاریف متعدد از این مسئله استفاده از اعضاء بدن جهت پیوند می باشد. هرگاه مددجو دچار مرگ مغزی قطعی شده باشد اعضای بدن سالم او ممکن است جهت اهداء به دیگر مددجویان استفاده شود. قانون یکسان سازی تعیین مرگ در سال 1980 در بسیاری از ایالت ها مورد قبول قرار گرفت و در حال حاضر برای تعیین مرگ یکی از دو قانون تعریف شده ی قلبی ریوی یا عملکرد مغزی مورد استفاده قرار می‌گیرد. پرستاران باید از تعاریف قانونی مرگ اطلاع داشته باشند چرا که باید تمام وقایعی که برای مددجو در طی ارائه ی مراقبت اتفاق افتاده را ثبت کنند. پرستاران به طور قانونی برای درمان و ادامه زندگی با عزت و احترام افراد مسئولیت دارند. در صورتی که این قانون به درستی مورد استفاده قرار نگیرد می تواند باعث صدمات عاطفی به افراد خانواده ی بیمار شود.
برای انجام کالبد شکافی باید از قبل رضایت گرفته شده باشد و اگر مرگ اتفاق بیفتد از افراد اصلی خانواده بیمار این رضایت نامه باید اخذ شود. در بسیاری از کشورها فرم های خاصی برای اخذ رضایت جهت انجام کالبد شکافی وجود دارد نظیر:
1- فرم های مکتوب 2- فرم به صورت وکالتنامه 3- امضای فرم توسط همسر بیمار در صورتی که زنده باشد 4- امضای فرم توسط خواهر، برادر، والدین و فرزند فرد متوفی. هنگام اخذ رضایت نامه بسیار مهم است که باورهای فرهنگی مددجو درنظر گرفته شود. در بسیاری از فرهنگ ها ممکن است باورهای فرهنگی جامعه و خانواده ی بیمار با آنچه که از نظر قانونی مورد قبول است متفاوت باشد. پرستاران موظفند که به مددجو باشند. در صورتیکه ادله ای برای اثبات مرگ فرد در نتیجه ی خودکشی، قتل، تصادف یا مرگ در شرایطی غیرمعمول و روشی مشکوک وجود داشته باشد مرگ باید توسط پزشک قانونی تایید شود و در صورتی که مرگ ناگهانی اتفاق افتاده باشد و مددجو طی 36 ساعت قبل توسط پزشک ویزیت نشده باشد باز هم مرگ باید توسط پزشک قانونی تایید شود.
مرگ مساعدت شده:
در سال 1994 ایالت اورگان قانون مرگ با عزت و سربلندی را که اولین قانونی بود که خودکشی با کمک پزشک را جایز دانسته بود تصویب کرد. این قانون بیانگر این مطلب بود که اگر فردی با سلامت فکری که در مراحل انتهایی بیماری خود به سر می برد و بیماری او درمان پذیر نیست و این مطلب از نظر پزشکی نیز تایید شود و شواهد پزشکی به این نتیجه برسند که فرد تا حدود 6 ماه دیگر زنده نمی باشد و چنانچه مددجو به طور زبانی یا کتبی درخواست کند تا از دارویی جهت خاتمه حیات او استفاده شود، این مرگ باید با روشی موقرانه و با احترام صورت گیرد. درخواست کتبی مددجو باید امضاء شده و 2 شاهد نیز داشته باشد. پزشک معالج وظیفه دارد که فرد را جهت انجام مشاوره پزشکی ارجاع دهد و همچنین وظیفه دارد کلیه اطلاعات را در مورد استفاده از دارو به بیمار بدهد تا وی بتواند به درستی تصمیم گیرد. باید بین اولین درخواست شفاهی داروی مورد نظر و اجرای روش 15 روز فاصله باشد و بین درخواست کتبی و نوشتن نسخه نباید کمتر از 48 ساعت فاصله زمانی باشد. فرد این حق را دارد که در هر زمان این خواسته را داشته باشد و نیز قادر است هر زمان که بخواهد خودش دارو را مصرف کند. قانون مرگ با افتخار و احترام در نوامبر 1997 تصویب شد هرچند اعتراضات و مخالف های زیادی را باقی گذاشت.
قانون همدردی در هنگام مرگ 1996 «واشنگتن» و «کوییل واکو» با این قانون تصویب شده به عنوان یک قانون جنایی برخورد می کند. دادگاه های بدی این قوانین جنایی را به عنوان قانون که جزء قانونی اساسی نیست محسوب می کنند. در بسیاری از دادگاه ها، قانون کمک به مرگ بیمار جزء قانون اساسی نیست. در پرونده هایی که در دادگاه های عالی مطرح می شود، قانون خودکشی با کمک پزشک جزء قانون اساسی نیست، اما دادگاه های عالی نمی توانند مانع اجرای آن در ایالت های مختلف شود. همچنین دادگاه های عالی بیان می کنند که حتی اگر فردی در خواست مرگ را داشته باشد می تواند برای کنترل درد از دارو استفاده کند.
به طور قانونی پرستار باید قوانین مربوط به فعالیت پرستاری در این محدوده را بشناسند و در مورد مرگ با همکاری پزشک اطلاعات کافی داشته باشد. با این وجود پرستاران نباید در خودکشی با کمک پزشک مشارکت داشته باشند زیرا این مسئله با قانون حرفه ای و اخلاقی آنها مغایرت دارد.
قانون عمومی و مدنی در فعالیت پرستاری
خسارت قابل طرح در دادگاه جرائم
جرم: عبارت است از عمل اشتباه مدنی که ممکن است بر ضد فرد یا دارایی های او انجام گیرد. این واژه به دو حالت طبقه بندی می شود: عمدی و غیرعمدی. به عنوان مثال جرم غیرعمدی شامل غفلت یا سوء عملکرد است. سوء عملکرد نوعی غفلت است که توسط افراد حرفه ای چون پرستار و پزشک انجام می شود. جرم عمدی فعالیتی ارادی است که باعث زیر پا گذاشتن حقوق فرد دیگری می شود ضرب و جرح، هجوم و تاخت و تاز و شکستن حریم افراد است نیز جزء این موارد است.
جرم عمدی
حمله و یورش: عبارت است از هر تهدید عمدی به منظور ایجاد آسیب یا نشان دادن تنفر که در این موارد لازم نیست برخوردها حقیقی باشد. قانون، مددجویانی را که دچار برخوردهای آسیب زننده شده اند، مورد حمایت قرار می دهد. برای پرستار انجام تزریق یا رادیوگرافی بیمار، زمانی که مددجو رضایت نداده باشد، نیز نوعی حمله و یورش محسوب می شود.
ضرب و جرح: ضرب و جرح نیز عبارت از هرگونه لمس عمدی بدون رضایت فرد است. ممکن است این تماس برای بیمار آسیب رسان بوده، باعث صدمه شده ایجاد تنفر کند، یا احترام شخصی بیمار را زیر سوال ببرد. ضرب و جرح اغلب دربرگیرنده ی حمله و یورش است و به همین دلیل واژه های ضرب و جرح و یورش اغلب با هم ترکیب شده و باهم استفاده می شود. به عنوان مثال ، هنگامی که پرستار بدون رضایت بیمار تزریقات را انجام می دهد یک تهدید محسوب می شود. اگر پرستار به طور آگاهانه اقدام به انجام این موارد کند، ضرب و جرح مطرح خواهد شد. همچنین زمانی که ارائه دهندگان مراقبت بهداشتی کاری را انجام دهد که فراتر از مرزهای رضایت مددجو باشد ضرب و جرح نام می گیرد. به عنوان مثال، اگر بیمار برای انجام آپاندکتومی رضایت داده باشد و پزشک عمل تانیسلکتومی را انجام دهد، ضرب و جرح اتفاق می افتد، چون موضوع اصلی رضایت مددجو است.
در بعضی موقعیت ها، رضایت بر موضوع خاصی ارتباط دارد. اگر به بیمار گفته شود که قرار است از وی عکسبرداری شده و از وی رضایت نامه گرفته شود و پس از عکسبرداری متوجه شود که به جای سر از پای وی عکسبرداری شده یا برعکس می تواند از دادن رضایت امتناع کند و آن رضایت نامه قبلی باطل است.
تجاوز به حریم خصوصی: این جرم عمدی، حقوق بیمار برای جلوگیری از تماس های ناخواسته را زیر سوال می برد. در کل چهار نوع تجاوز به حریم افراد وجود دارد که عبارتند از مزاحمت برای افراد، تخصیص دادن یک اسم خاص، افشا کردن حقایق خصوصی و ایجاد شرمندگی، اجرای سیاست‌های نادرست.
بیماران حق دارند که مراقبت های بهداشتی را به طور محرمانه و خصوصی دریافت کنند. به عنوان مثال، اگر در ارائه مراقبت، گزارش از یک خانم بیمار همراه با عکس اتاق او در بیمارستان بدون رضایت وی چاپ شود این به معنای تجاوز به حریم شخصی وی می باشد و مثالی از ایجاد مزاحمت، افشاء کردن مسائل یا ایجاد شرمندگی است.
یکی دیگر از انواع تجاوز به حریم افراد، انتشار اطلاعات پزشکی و درمانی بیمار به افراد غیرمسئول، مثل مستخدم و کارمندان بیمارستان است. اطلاعاتی که در پرونده پزشکی بیمار موجود می باشد نیز جزو مطالب خصوصی بیمار است که باید فقط بین اعضای تیم درمانی رد و بدل شود و تنها هدف از ارائه آن درمان بیمار خواهد بود.
پرونده پزشکی بیمار باید خصوصی باقی بماند. پرستار نباید اطلاعات محرمانه پزشکی بیمار را بدون رضایت او با فرد دیگری در میان گذارد. به عنوان مثال، پرستار باید تمایل بیمار را برای بازگو نشدن اینکه بیماری در مراحل نهایی است را به اعضای خانواده وی درنظر بگیرد. همچنین پرستار نباید این طور تلقی کند که همسر بیمار یا اعضای خانواده او تمامی سوابق مربوط به بیمار را به خصوص در مورد مسائل محرمانه و خصوصی نظیر مشکلات ذهنی، داروها، بارداری، سقط، کنترل موالید، یا بیماری های منتقله از راه جنسی می دانند.
گاهی حق فرد برای داشتن خلوت ممکن است با حق وی برای شناخته شدن در تعارض باشد. در یکی از موارد ، یک زوج هنگام حضور در بیمارستان برای باروری آزمایشگاهی در یک برنامه شرکت کردند که توسط یکی از کارکنان تلویزیون نیز فیلمبرداری شده بود. این زوج در مورد انجام باروری آزمایشگاهی به جز خویشاوندان نزدیک خود به کسی چیزی نگفته بودند. به آنها اطمینان داده شده بود که هیچ و اطلاع رسانی علنی وجود نخواهد داشت. پس از انتشار خبر و نمایش این برنامه، آنها با جمعی از تلفن ها و سوالات ناراحت کننده روبرو شده بودند. پس از آن زوج مورد نظر به طرح دادخواست پرداختند و دادگاه حق را به زن و شوهر داد و تشخیص داد که حریم و خلوت آنها مورد تهاجم قرار گرفته است.
بسیاری از کشورها طبق اولویت سازمان سلامت عمومی، لازم می دانند که عفونت ها یا بیماری های قابل انتقال گزارش داده شود. گاهی اوقات، بیمار وضعیت جسمی دارد که برای جامعه قابل توجه است. همچنین مواردی نیز وجود دارد که اطلاعاتی را در مورد کشفیات علمی با یک روش نوین درمانی در اختیار قرار می دهد که از آن جمله می توان به اولین مورد پیوند قلب یا اولین گیرنده قلب مصنوعی اشاره کرد. اگر چنین مواردی وجود داشته باشد، اطلاعات مربوط به بیمار باید در روابط عمومی همان موسسه خاص باقی بماند تا اطمینان حاصل شود که هیچ گونه مزاحمتی برای حریم و خلوت آن افراد و موسسه پیش نمی آید. پرستار نباید به طور مستقل و بدون مشورت با دیگران اجازه دهد که اطلاعات قانونی در اختیار دیگران قرار بگیرد یا خود اقدام به انجام این کار کند.
استانداردهای پرستاری با توجه به اخلاق حرفه ای، قوانین عمومی و مواردی که به طور قانونی باید محرمانه باقی بماند تدوین شده است. اجرای خلوت مطلوب و توجه به نیازها و حقوق بیمارانی که تمایلی ندارند، پرستار بدون اجازه وارد اتاق آنها شود، اما از طرفی برای مراقبت های خود به پرستار وابسته اند، به قضاوت پرستار بستگی دارد. وظیفه اخلاقی و قانونی پرستار ایجاب می کند که اطلاعات محرمانه بیمار در اختیار دیگران قرار نگیرد.
رسوائی شخصیتی: این مرد دربرگیرنده بیانات نامناسبی است که باعث ایجاد صدمه به شهرت و آبروی افراد می شود. باید به موارد سوء نیت و بدخواهی در بین کارمندان دولتی توجه خاص مبذول شود. بدخواهی و سوءنیت به این معناست که فردی در مورد اطلاعاتی که می داند اشتباه است، هرجایی صحبت کند و بی ملاحظه پیش هر کسی در مورد آن موضوع به گفتگو بپردازد. اگر این مسائل به صورت زبانی گفته شود به آن بدگویی اطلاق می شود و اگر در مورد آن اظهارنامه ای کتبی نوشته شود، تحت عنوان افترا مطرح می شود. به عنوان مثال به طور اشتباهی پرستار بگوید که بیمار به بیماری های منتقله از راه جنسی مبتلاست و این افشاگری بر شغل بیمار تاثیر گذارد، پرستار در قبال تهمتی که زده باید مجازات شود.
خسارت غیرعمدی
غفلت یا قصور
عبارت از انجام پروسیجرها در سطح پایین تر از استانداردهای مراقبتی است. استانداردهای مراقبتی توسط قانون و به منظور محافظت دیگران در مقابل خطرات بزرگی که باعث صدمه و آسیب می شود تعیین شده اند. به عنوان مثال ، اگر یک راننده اتومبیل بدون دلیل خاصی با دیدن علامت ایست، نایستد، غفلت کرده است. به طور کلی دادگاه در تصادفات اتومبیل به مساله غفلت بسیار اهمیت می‌دهد. دیگر موارد غفلت شامل مراقبت هایی است که دقت و توجه لازم در آن وجود ندارد.
عملکرد نامناسب
که خود نوعی غفلت محسوب می شود؛ و این مسئله یک غفلت حرفه ای است. غفلت و تخلفات پرستاری به دلیل عملکرد آنها پائین تر از حد استانداردهای موجود ایجاد می شود. در صورتی که اعمال زیر انجام شود پرستار در قبال آن مسئول شناخته خواهد شد. 1- پرستار (متهم) از نظر وظایف مدیون بیمار (شاکی) باشد. 2- پرستار وظیفه خود را در قبال بیمار انجام ندهد. 3- بیمار صدمه ببیند. 4- نارسایی و نقصی در انجام وظایف پرستاری سبب بروز آسیب به بیمار شود.
حتی اگر پرستار در زمان صدمه دیدن بیمار حضور نداشته باشد. اما کاری کند که با استانداردهای مراقبتی موجود تطابق نداشته باشد دچار غفلت شده است. ممکن است غفلت شامل ضعف در کنترل باند بازوی بیمار و تعجویز داروی اشتباهی به او باشد یا شاید به صورت تزریق دارو یا تجویز دارو برای بیمای باشد که در پرونده وی حساسیت به این دارو ذکر شده است. به طور کلی، دادگاه، در شرایطی که نقص در به کارگیری مهارت ها یا دانش معمولی توسط پرستار صورت گرفته باشد، آن را غفلت تلقی می کند و در شرایطی مشابه، عملکرد دیگر اعضای تیم مراقبتی را نیز مورد توجه قرار می‌دهد.
بهترین راه برای این که پرستاران دچار غفلت نشوند این است که از استانداردهای حرفه ای و مراقبتی تبعیت کنند، صلاحیت خود را به کار گیرند، با دیگر اعضای تیم مراقبتی مشورت کنند، گزارش بدهند، اطلاعات کسب شده را ثبت کنند و مداخلات و ارزشیابی های انجام شده را نیز کامل ثبت و گزارش کنند. اگر پرستار به یک دادخواهی کشیده شود گزارش دقیق، کامل و صحیح می تواند به عنوان یکی از بهترین موارد دفاع از پرستار باشد. همچنین پرستار باید به قوانین جدید در حیطه فعالیت خود تسلط داشته باشد. آنها باید سیاست های مربوطه را بشناسند و از آنها تبعیت کنند و برطبق خط مشی های موسسه مربوطه عمل کنند. همچنین پرستار باید نسبت به موارد رایج آسیب بیماران مثل سقوط و اشتباهات دارویی حساس باشند. پرستار باید با بیمار ارتباط برقرار کرده و برای وی در مورد درمان و روش های آزمایشگاهی انجام شده توضیح دهد. باید اطلاعات و توضیحات ارائه شده را در گزارشات ثبت کند و به نگرانی های بیمار درباره ی درمان به دقت گوش کند. همچنین هر تغییر مورد توجهی در وضعیت بیمار باید هر چه سریع تر گزارش شده و در پرونده بیمار چارت شود. گزارش صادقانه و به موقع برای برقراری ارتباط لازم و مناسب بین اعضای تیم مراقبتی اهمیت دارد. یک گزارش خوب، دیگر اعضای تیم را از نظر اطلاعات به روز نگه داشته و تمامی درمان هایی که به تازگی برای بیمار تجویز شده را در اختیار آنان قرار می دهد.
موارد رایج غفلت:
اشتباهات داروئی که منجر به صدمه بیمار می شود.
اشتباهات تزریق داخل وریدی که موجب انتشار یا فلبیت می شود.
سوختگی مددجو ناشی از تجهیزات، استحمام یا ریختن مایعات یا غذای داغ
سقوط که منجر به آسیب به مددجو می شود.
کوتاهی در استفاده از روش های آسپتیک در هنگام لزوم
اشتباه در شمارش گازها، وسایل یا نیدل ها در هنگام جراحی
کوتاهی در ارائه گزارش یا تحویل گزارش ناقص به شیفت بعدی
کوتاهی در کنترل کامل وضعیت بیمار
کوتاهی در گزارش تغییرات مهم در وضعیت مددجو به پزشک
قصور شغلی و بی مبالاتی:
* بی مبالاتی اصطلاحی عام تر است که به انحراف از معیارهای مراقبتی اشاره می کند.
* قصور شغلی نوع خاصی از بی مبالاتی است.
* پرستاران و پزشکان و وکلا و حسابداران گروههای مختلفی از افراد حرفه ای هستند که ممکن است به سبب قصور شغلی مسئول شناخته شوند.
دانشجویان پرستاری:
* دانشجویان پرستاری در قبال اقداماتی که قبلاً درس آنها را خواند مسئولیتی مشابه فارغ التحصیلان حرفه پرستاری دارند و این امر موجب حمایت از منافع بیمار می شود.
* هیچ دلیلی ندارد که بیمار از دانشجوی پرستاری فارغ التحصیل مراقبتی کمتر از یک پرستار حرفه‌ای را انتظار داشته باشد.
* اما دانشجویان پرستاری که هنوز فارغ التحصیل نشده اند از محدودیت بیشتری برخوردارند.
* دانشجویانی که مامور مراقبت از بیماری می شود که احتیاج به تخصص فراتر از توانائی خود دارد موظف است سرپرست خود را مطلع کند.
* سرپرست نیز در قبال اقداماتی که یک دانشجو انجام می دهد مسئول شناخته می شود و چنانچه در نظارت بر کار دانشجو بی مبالاتی صورت گرفته باشد وی نیز در مسئولیت دانشجو شریک است.
نقش گزارشات پرستاری در دعاوی:
در بسیاری از موسسات درمانی یادداشت برداری جایگزین مناسبی برای روش مشاهدات و درمانهای ارائه شده است هنگامی که تمامی اطلاعات یکجا جمع آوری شوند بسیار آسانتر می توان تعیین کرد که ظرف یک دوره چه اتفاقی برای بیمار افتاده است.
گزارش نویسی برای مقاصد حقوقی نیز مرجع است و به عنوان یک سند معتبر می باشد.
قوانین موجود در ثبت گزارشات:
بر مبنای مقررات و اصول علمی و قانونی و با توجه به مسئولیت پرستاران بالینی آنچه که باید در یک گزارش پرستاری درج گردد شامل :
* ثبت کلیه دستورات جاری و غیرجاری (دستورات شفاهی، تلفنی، دستورات از پیش تعیین شده)
* اقدامات و روشهای درمانی که با دستور پزشک و توسط پرسنل پرستاری انجام می گردد.
* اقدامات پرستاری که توسط پزشک دستور داده نشده اما پرستاران جهت برآوردن نیازهای خاص بیمار انجام می دهند.
* رفتار و ذدیگر مشاهدات که در رابطه با وضعیت سلامتی بیمار می باشد (روند خواب و استراحت مددجویان، چگونگی وضعیت جذب و دفع)
* واکنشهای خاص بیمار نسبت به درمان و مراقبت
* آموزشهایی که توسط پرسنل به بیمار داده می شود.
* موراد قابل پیگیری (عکسبرداریها، مشاوره ها، حساسیت ها، آزمایشات خونی و ...)
* ثبت روند ترخیص، وضعیت مددجو در زمان ترخیص یا انتقال و ارجاع به مراکز دیگر
* گزارشات حوادث غیرمترقبه (در صورت اتفاق)
* گزارش اوضاع همودینامیکی مددجویان، اقدامات انجام شده و نتایج حاصله خصوصاً در مواردی که مشکلی وجود دارد.
پرستار مسئول کپی دستورات پزشک است اگر دستورات پزشک جهت بیمار/ مددجو به نظر نامناسب آمد پرستار مسئولیت دارد که دستور را با پزشک درمیان بگذارد.
بنابراین لازم است:
* هر چیزی را که باید سایر پرستاران و پزشکان ارزیابی کنند توسط پرستار نوشته شود.
* بطور خاص نوشته شود و از عبارت عمومی و مبهم اجتناب گردد.
* هر اقدام پرستاری در واکنش به مشکل بیمار درج و ثبت گردد و گزارش باید بر مبنای درک بیمار و مشاهدات عینی باشد و واکنش مددجو توضیح داده شود.
* لیست وسایل ایمنی را که از آن استفاده شده است از قبیل نرده و تخت و ... یادداشت گردد.
* فرم گزارش حوادث مربوط به تکمیل و ثبت گردد.
* هرگونه مشاهدات نوشته شود و جای خالی گذاشته نشود.
* جهت نوشتن پرونده و صرفنظر از مقررات خاص باید موارد زیر رعایت گردد.
الف) صحت و درستی: تمام عوامل و وقایع توسط پرستار به درستی و به دقت ثبت گردد.
* حذف یا ثبت نکردن مواردی که از گزارشات، شبیه ثبت نادرست است.
* تمام اقدامات درمانی که انجام می شود بلافاصله بعد از اجرا ثبت گردد نه قبل از اجرا
* مشاورات، نوع، محل، قدرت تداوم و هر نوع فاکتورهای دیگر که همواره با علائم و نشانه های درد است باید توصیف و ثبت گردد.
ب) اختصار: ثبت اطلاعات باید کوتاه و کامل باشد.
* از مبهم بودن اطلاعات اجتناب گردد و لغات اضافی حذف گردد.
پ) ناخوانایی: پرونده خوانا نوشته شود یا تایپ گردد.
* نام پرستار در پرونده خوانا باشد با اسم کامل (نام- نام خانوادگی) و ذکر سمت باشد و در پایان گزارش خط کشیده شود.
* از خودکار آبی یا مشکی جهت ثبت گزارش پرستاری استفاده شود.
* در صورتیکه یک یا چند مورد از دستورات پزشک بنا به عللی اجرا نشده ضروریست پرستار دستورات اجرا نشده را با ذکر آن ثبت نماید.
* کلیه اطلاعات ضروری در مورد دستورات دارویی اجرا شده ثبت گردد. (نام دارو- ساعت و تاریخ شروع- زمان- راه تجویز و ...)
* با توجه به تشخیص اصلی یا تشخیص افتراقی بیمار، علائمی را که می تواند در تشخیص قطعی بیماری و سیر بیماری، تصمیم گیری برای درمان (شروع، ادامه درمان، قطع دارو، اعمال جراحی و ...) کمک کننده باشد حتماً گزارش شود.
* با توجه به داروهایی که بیمار مصرف می کند، عوارض جانبی احتمالی آن در نظر گرفته شده و در صورت بروز آن بلافاصله گزارش شود.
* انواع آزمایشات پاراکلینیکی بیمار را در صورت انجام با ذکر ساعت و تاریخ گزارش نمود.
* پاسخ آزمایشات پاراکلینیکی را پس از دریافت با دقت مطالعه کرده و در صورت وجود موارد غیرطبیعی، ساعت دقیق دریافت آزمایش گزارش شود و در صورت ضرورت بلافاصله به پزشک معالج بطور شفاهی اطلاع داده شود و این موضوع را ثبت کرد.
* ضروریست پرستار پس از مشاهده وضعیت غیرطبیعی در مددجو و یا ارائه مراقبت خاص پرستاری به مددجو در اسرع وقع اقدام به ثبت گزارش نماید.
* از تصحیح عبارات اشتباه در گزارش بوسیله لاک یا سیاه کردن آن اجتناب گردد و لازم است بر روی مورد اشتباه خط کشیده شده، بنحوی که نوشته قابل خواندن باشد و در قسمت بالای آن کلمه «اشتباه است» نوشته شود.
* تمام سطر پر شده و فاصله گذاشته نشود سپس با ذکر نام، نام خانوادگی، سمت امضاء گردد.
* هیچگاه برای فرد دیگر مدارک جمع آوری نکنید و مراقبتهایی را که خود اراده داده اید یا بر اجرای آن نظارت داشته اید ثبت نمایید.
* در صورتی که فرد بیمار، شفاهاً مسئولین درمانی بیمارستان را تهدید به تعقیب مواردی می نماید دقیقاً گزارش شود.
دستورالعمل های اجرائی در مورد حفظ اصول و حقوق:
* دانشجویان پرستاری در بدو ورود ضمن آشنایی با برنامه کلینیکی باید از اصول و مقررات در رابطه با حقوق و بیماران در مورد محرم ماندن اطلاعات کاملاً آگاه شوند.
* تمامی اطلاعات پرونده و گزارشهایی که مربوط به مراقبتهای پزشکی از بیمار است باید کاملاً محرمانه بماند.
* مکاتبات پیرامون مسائل پرونده پزشکی در درون بیمارستان نیز باید با پست و درون پاکت با مهر محرمانه ارسال گردد.
* بحث و مکالمه پیرامون مسائل فردی و طبی بیماران باید در فضای سربسته انجام شود و پرسنل پرستاری نباید در اماکن عمومی در مورد اطلاعات بیمارات بحث و گفتگو کنند.
* اگر بیماری تمایل دارد که با نام مستعار شناخته شود باید به وی اجازه داده شود.
* اطلاعاتی که برای اهداف آموزشی مورد استفاده می گیرد باید فاقد کلیه نشانه های هویتی در مورد بیماران باشد.
* فتوکپی از اطلاعات بیمار و پرونده وی باید فقط در موارد ویژه و ضروری انجام شود.
* کلیه اطلاعاتی که از کامپیوتر گرفته می شود باید محرمانه باقی بماند.
* در مواردیکه از بیمار عکس گرفته می شود و قرار است در روزنامه یا رسانه ها پخش گردد باید رضایت کتبی وجود داشته باشد.
افشای اطلاعات خصوصی و محرمانه بیمار:
در قوانین و مجازاتهای اسلامی طبق ماده 648 کلیه کسانی که به مناسبت شغل یا حرفه خود مرحم اسرار می شوند ، هرگاه در غیر از موارد قانونی، اسرار مردم را فاش نمایند به سه ماه و یک روز تا یکسال حبس و یا به یک میلیون و پانصد هزار تا شش میلیون ریال جزای نقدی محکوم می شوند.
*حمله و تهدید بیماران و درمان یک بیمار بدون رضایت او غیر از موارد اورژانس واقعی
* ایجاد رعب و هراس در بیمار
* عدم انجام اقدامات لازم و ضروری
* هتک حرمت جامعه پزشکی
* تحمل مخارج غیرضروری
* انجام ندادن وظایف حرفه ای
* عدم همکاری لازم در موارد خاص
* امروزه بسیاری از دادگاهها دعاوی سهل انگاری مربوط به بیماران را بررسی می کنند.
* پرستاران باید با مسائل قانونی آشنا شوند.
* درک قانون به پرستاران این توانایی را می دهد که با قانون و نحوه اجرای آن در مورد پرستاران آشناتر باشند.
آمار شکایات از پرستاران در ایران:
متاسفانه در ایران آمار دقیقی وجود ندارد اما بیشترین شکایات از پرستاران موارد زیر است:
گرفتن دستورات شفاهی پزشکان:
صحبت کردن- خندیدن بلند- بی توجهی به حرفهای بیمار و شوخی با یکدیگر در هنگام شیفت
* مسئولیت قانونی بدین معنا است که شخص حقوقی جدا از وظیفه ای که به عنوان کارفرما دارد موظف است تا مطمئن شود که بیماران از مراقبتهای مناسب برخوردار می شوند مثلاً مدیر بیمارستان یا مدیر پرستاری اگر در شایستگی و لیاقت پرسنل خود شک کنند باید به نحوی مراقب اعمال او باشند و تذکرات لازم داده شود و اگر اصلاح نشد فرد را به جایی که مسئولیت کمتری دارد بفرستند.
* مسئولیت حقوقی پرستار عبارت است از وظیفه پرستار در ابلاغ و ایجاد ارتباط به عنوان مثال اگر کمبود پرسنل یا عدم تکافوی تجهیزات یا عدم صلاحیت پزشک باشد پرستار ملزم است تا این شرایط را به سرپرست خود گزارش دهد. عدم ابلاغ پیوسته این موارد می تواند باعث محکوم شدن پرستار گردد و ابلاغ و گزارش این شرایط پرستار را از مسئولیت قانونی فردی تبرئه می کند.
فقدان ارتباط بین بخش های درمانی:
* بیماری در بخش رادیولوژی بیمارستان به زمین می افتد و جراحت برمیدارد. دفاع رادیولوژیست از خود این بود که پرستار فرم درخواست را به طور کامل پر نکرده است و هیچ گونه اطلاعی از اینکه بیمار از حدود شش ماه پیش قادر به راه رفتن نبوده است نداده است. دادگاه به هر حال رادیولوژیست را مسئول دانسته است.
* بیماری برای پیلوگرام فرستاده شد گزارش پرستاری منحصر به دیابت بیمار بود اما اشاره ای به سرگیجه بیمار نشده بود. هنگام انجام پیلوگرام بیمار در هنگام ایستادن دچار سرگیجه شد و به زمین افتاد و استخوان گونه اش شکست.
براساس رای دادگاه پرستار در دادن اطلاعات غفلت کرده و رادیولوژیست که میدانست بیمار دیابتی است نیز محکوم شد.
انواع سهل انگاری:
* افتادن
* سوختگی
* اشتباهات دارویی
* تاخیر در دادن دارو
* آشنا نبودن با دارو
* سهل انگاری در خواندن دقیق نسخه دارویی
* تزریق نامناسب عضلانی
* گرفتن دستورات دارویی شفاهی
* کوتاهی در اطلاع دادن به پزشک
انواع سوختگیها:
* استفاده از کیسه آب گرم- سوختگی با سیگار- دادن چای بعد از عمل لوزه- استفاده از آب داغ هنگام حمام- استفاده از کوتری در هنگام جراحی نمونه هایی از سوختگی ناشی از سهل انگاری پرستار می باشد.
اشتباهات دارویی:
* قاعده ایمنی اصل شناخته ای نزد همه پرستاران می باشد و آن سه بار خواندن برچسب روی دارو است. یک بار پیش از بیرون آوردن دارو از جلد- هنگام دادن به بیمار و بار سوم بعد از قرار دادن آن در جای خود.
* منظور حصول اطمینان از دادن دارو و ارائه صحیح آن و دادگاه این استاندارد را قبول دارد.
تاخیر در ارائه دارو:
* بیماری بعد از عمل دچار اختلال حواس گردید با روانپزشک مشاوره گردید روانپزشک 100 میلی گرم ملاریل تجویز کرد که فوری داده شود دارو تا 2 ساعت بعد داده نشد تقریباً بعد از 4 ساعت بعد از دادن دارو بیمار از پنجره به بیرون پرید و تا آخر عمل فلج گردید.
* دادگاه پرستاری را که در دادن دارو تاخیر کرده بود مقصر دانست.
آشنا نبودن با دارو:
* پرستاران علاوه بر مسئول بودن در قبال خطاهایی که در دادن دارو انجام می دهند به دلیل آشنا نبودن با بعضی از داروها که احتیاج به مانیتورینگ دارد مانند کلسیم گلوکونات مقصر شناخته می‌شوند.
* اگر پرستاری از دارویی که می خواهد مورد استفاده قرار بدهد مطمئن نیست تعهد و وظیفه او ایجاب می کند که با مراجعه به بروشور دارویی و دستورالعمل آن اطمینان حاصل کند که داروی تجویز شده که معادل آن توسط داروخانه تجویز شده برای بیمار مناسب است یا نه.
تزریق نامناسب عضلانی:
* تزریق عضلانی باید در یک چهارم قسمت بالایی و بیرونی باسن زده شود تا از عصب سیاتیک به دور باشد.
* کودک 11 ساله ای بعد از تزریق IM به فلج دائم مبتلا شد و دادگاه پرستار مسئول را مقصر دانست.
* سهل انگاری در خواندن دقیق نسخه های دارویی
* تزریق داروی IV به جای IM
کوتاهی در اطلاع دادن به پزشک:
* اگر پرستار اورژانس از صدا زدن پزشک کشیک برای دیدن بیمار امتناع کند و این سهل انگاری منجر به صدمه ای برای بیمار گردد پرستار مقصر شناخته می شود.
* اگر عدم جواب گویی پزشک سبب گردد که پرستار نتواند مراقبتهای کافی از بیمار را انجام دهد از نظر قانونی روشن است که دادگاهها پرستاران را موظف می کنند تا به هنگام به خطر افتادن بیمار مدیران اداری بیمارستان را مطلع سازند.
گرفتن دستورات شفاهی دارویی از پزشکان:
* پرستاران هنگام گرفتن دستورات شفاهی یا تلفنی احتیاط های لازم را باید انجام دهند. باید به وضوح مشخص گردد که دستور چیست و مربوط به کدام بیمار می باشد.
* تعیین هویت بیمار یک امر حیاتی است چون ممکن است بیماران با اسامی مشابه و در یک زمان در بیمارستان پذیرفته شوند.
* دستورات شفاهی ظرف 24 ساعت باید از محل order sheet توسط پزشک امضا شود. این امضا به دستورات جنبه قانونی می دهد.
* در حالت اورژانس باید ظرف 24 ساعت در محل امضا شود.
* اغلب دستورات شفاهی یا تلفنی توسط پرستار نوشته می شود و توسط پزشک امضا می گردد.
* دستور شفاهی باید در حضور حداقل دو نفر شاهد انجام شود و در اولین فرصت مکتوب شود.
شبه جرمهای عمدی:
* شبه جرم عبارت است از اشتباهات یا خلافهایی که مشمول مجازات هستند و بجای حبس و زندان احکامی از قبیل جبران مالی و غرامت به آنها تعلق می گیرد و شامل حمله و تهدید- ضرب و جرح- افترا و توهین به شخصیت افراد- فریب و کلاهبرداری و جعل مدارک
* اعمال جراحی که توسط پزشک و جراح و بدون رضایت بیمار انجام شده باشد ضرب و جرح محسوب می گردد.
* در مواردیکه پرستار تزریقی را با زور و اجبار انجام دهد یا دارویی را به زور به بیمار بخوراند حکم شبه جرم را دارد
* پرستار باید نهایت توجه و دقت را در مواردیکه با پزشک درباره بیمار صحبت می کند بنماید هرگونه عمل و یا کلام عجولانه و بی تامل می تواند پرستار را متهم کند.
* در کلمبیا به علت خسارت و لطمه ناشی از افترا به یک خدمتگزار بیمارستان پرستار به 50 دلار خسارت محکوم گردید.
رضایت نامه:
* هر فرد عاقل و بالغ باید نسبت به هر گونه روش درمانی که برای او درنظر گرفته اند از قبل آگاه و راضی باشد و بدیهی است بدون کسب رضایت وی چنین کاری ضرب و جرح و جرم محسوب می‌گردد.
* در سالهای اخیر قانون پیشرفت کرده نه تنها بیمار حق دارد که در مورد مشاهده- معاینه و لمس اجازه بدهد بلکه باید به وی حق داد که از روی آگاهی و علم به اینکه چندین روش درمانی وجود دارد آن را که مناسب تر است انتخاب کند و این اساس رضایت نامه آگاهانه است.
* به پزشکان اجازه داده می شود در موراد اورژانس بدون توضیح دادن و قضاوت تصمیم گیری کند.
چه کسی رضایت می گیرد:
* پرستاران باید بدانند تهیه رضایت نامه به عهده پزشکی است که قرار است عمل یا پروسه ای را اننجام دهد.
* پرستاران در قبال نبودن فرم رضایت نامه مسئولیت دارند و هیچ دلیلی نیز آنها را کفایت نمی کند رضایت نامه بهتر است در زمان مناسبی قبل از عمل و حتی قبل از ورود به بیمارستان گرفته شود چون محیط مناسبتر و آرامتر است.
* هنگام گرفتن رضایت بیمار نباید مسکن دریافت کرده باشد.
* پرستار باید شاهد و گواه امضا بیمار باشد.
* تهیه رضایت نامه با پزشک است.
* پرستار وظیفه ندارد که از بیمار امضا بگیرد و یا اطلاعات اساسی و اولیه را به بیمار بگوید.
* پرستار نقش تکمیلی در جواب به بیمار در رابطه با مواردیکه پزشک برای او توضیح داده است دارد.
* به یک فرد بالغ و عاقل باید اجازه و فرصت داد تا در مورد درمان خود نظر و رضایت دهد.
* والدین در مورد کودکان صغیر خود رضایت می دهند مگر در موارد اورژانس
* فرم رضایت نامه برای همه افراد و در همه سنین اجرا می شود.
رضایت نامه آگاهانه: به این معناست که فرد با انجام روش هایی نظیر جراحی یا روش های تشخیصی تهاجمی موافق است و به مزایا، معایب و پیامدهای عدم پذیرش آن، احاطه کامل دارد. رضایت نامه آگاهانه مسئولیت قانونی برای پزشک یا مراقبین بهداشتی ایجاد می کند تا حقایق را در واژه هایی قابل فهم و مستدل بیان کنند و امکان انتخاب آگاهانه را فراهم کنند.
پرستار همچنین باید درباره ی انتخاب های موجود توضیحاتی ارائه کند و خطرات موجود برای هر روش درمانی را نیز بیان کند. کوتاهی در پر کردن رضایت نامه به جز در شرایط اورژانس ممکن است باعث بروز جرایم یا مطرح شدن ضرب و جرح شود. بدون پر کردن رضایت نامه، بیمار ممکن است بر ضد ارائه دهندگان خدمات درمانی دادخواست تنظیم کند و از آنها به دلیل غفلت شکایت کند. پر کردن رضایت نامه مستلزم ارائه اطلاعات کافی به بیمار است تا بتواند به درستی تصمیم گیری کند و آن تصمیم را ثبت کند.
وجود عوامل زیر برای پر کردن فرم رضایت نامه ضروری است:
1- یک توضیح مختصر ولی کامل در مورد روش درمانی باید به بیمار ارائه شود.
2- اسامی و سمت افرادی که پروسیجر را انجام می دهند یا به انجام آن کمک می کنند نیز باید ذکر شود.
3- آسیب های شدید از جمله مرگ درنتیجه انجام پروسیجر و همچنین، درد و ناراحتی ناشی از آن باید توضیح داده شود.
4- درباره ی درمان های ممکن و گزینه های موجود جهت انتخاب باید توضیح داده شود تا بیمار با خطرات هر انتخاب آشنا شده و به آن توجه کند.
5- لازم است تا بیمار آگاه شود که می تواند بدون محرومیت از دیگر حمایت های درمانی، روش درمانی پیشنهاد شده را نپذیرد.
6- گاهی ممکن است مددجو حتی پس از شروع درمان، از ادامه درمان صرفنظر کند.
کسب رضایت، بخشی از ارتباط بین پزشک و بیمار است. به دلیل این که پرستار به طور مستقیم جراحی یا روش های طبی را انجام نمی دهد در بیشتر موقعیت ها گرفتن رضایت نامه از وظایف پرستار نیست. با وجود این، گاهی پرستار مسئولیت گرفتن رضایت نامه بیمار را بر عهده دارد و از بیمار امضاء می گیرد، اما از نظر قانونی این وظیفه پرستار نمی باشد. امضاء پرستار به عنوان شاهد در رضایت نامه به این معناست که بیمار کاملاً داوطلبانه رضایت نامه را امضاء کرده است و امضاء بیمار درست و قانونی است. همچنین بدین معناست که بیمار از صلاحیت کامل برای دادن رضایت برخوردار بوده است. زمانی که پرستاران فرم رضایت نامه را برای امضاء بیمار تنظیم و آماده می‌کنند، باید مطمئن شوند که بیمار مفهوم درمان توضیح داده شده را کاملاً درک کرده است. اگر خود بیمار بیان کرد چیزی نفهمیده یا پرستار از درک کامل وی اطمینان نداشته باشد، باید پزشک را مطلع کرده یا به سوپروایزر اطلاع دهد و در نهایت باید اطمینان یابد که قبل از امضاء کردن، بیمار مطالب را به طور کامل خواهد فهمید. برخی فرم های رضایت نامه، محلی برای امضاء پزشک دارد که باید پس از توضیح خطرات موجود و انتخاب روش توسط بیمار، آن قسمت امضاء شود. وجود این نوع فرم ها در دادگاه زمانی که بیمار مدعی است که رضایت نامه گرفته نشده است بسیار مفید و کمک کننده خواهد بود. بیماری که جراحی یا درمان را نپذیرد باید در مورد عواقب رد آن آگاه شده و پیامدهای آن را بپذیرد و در صورتی که بیمار هنوز بر رد درمان پافشاری کرد، باید این مطلب را نوشته و امضاء کند و یک شاهد نیز زیر آن را امضاء کند.
اگر بیمار در یک درمان تجربی شرکت می کند تا از یک داروی تجربی یا درمان های مربوطه استفاده کند، باید تمام جزئیات کارهای انجام شده نیز در فرم رضایت نامه ذکر شده باشد. بیمار ممکن است در هر زمانی بخواهد از تحقیقات کنار برود.
بیشتر اوقات والدین به صورت قیم قانونی کودکان بیمار به حساب می آیند و بنابراین والدین باید فرم رضایت نامه درمانی را امضاء کنند. اگر والدین طلاق گرفته باشند، فردی که قیومیت قانونی کودک را برعهده دارد باید رضایت نامه را امضاء کند. گاهی بر حسب اتفاق والدین یا فردی که قیومیت کودک را برعهده دارد از دادن رضایت امتناع می کند. در این موارد دادگاه می تواند در مورد کودک و وضعیت او نظر بدهد.
در برخی موارد کسب رضایت نامه بسیار سخت خواهد بود. به عنوان مثال، اگر بیمار هوشیار نباشد، رضایت باید از فردی که به طور قانونی اجازه این کار را دارد گرفته شود. همچنین دیگر جانشینان تصمیم گیرنده ممکن است به طور قانونی وکالت داشته و این حق را داشته باشند که به جای بیمار تصمیم بگیرند و در بعضی موارد نیز دادگاه تصمیم گیری می کند. در شرایط اورژانسی، اگر گرفتن رضایت نامه از بیمار یا فردی که وکالت دارد ممکن نباشد، درمانی که برای بیمار مفید است با موجب بقای وی می شود بدون این که نداشتن رضایت نامه مسئولیتی را متوجه فرد کند انجام می‌گیرد. در این موارد، قانون فرض را بر این قرار می دهد که بیمار احتمالاً تمایل داشته که تحت درمان قرار گیرد.
از بیماران روانی نیز باید رضایت نامه کسب شود. آنها نیز تا زمانی که دادگاه به طور قانونی تعیین کند که آنها صلاحیت تصمیم گیری در مورد زندگی خود را ندارند. حق دارند درمان را نپذیرند.
دانشجویان پرستاری:
در صورتی که عملکرد دانشجو باعث صدمه به بیمار شود این دانشجو در قبال عملکرد خود مسئول است. در صورتی که به دنبال عملکرد دانشجو بیمار دچار آسیب شود یا این صدمه به دنبال عدم انجام فعالیتی توسط دانشجو ایجاد شده باشد مسئولیت این آسیب بر عهده ی دانشجو ، بیمارستان یا موسسات ارائه دهنده خدمات و دانشگاه یا موسسه ی آموزشی می باشد. دانشجویان پرستاری نباید هرگز جهت انجام کارهایی که هنوز آمادگی انجام آن را ندارند مسئولیت بپذیرند و باید به دقت تحت نظارت مربی خود به انجام مهارت های تازه آموخته شده بپردازند. اگرچه ممکن است دانشجویان توسط کارکنان بیمارستان به طور کافی کنترل نشوند، اما موسسه در قبال عملکرد دانشجویان پرستاری مسئولیت دارد. انتظار می رود که دانشجویان پرستاری مانند کارشناسان پرستاری بتوانند مراقبت های مفید و ایمن را به بیمار ارائه دهند. مربیان معمولاً در قبال آموزش و کنترل دانشجویان خود مسئول هستند اما پرسنل پرستاری ممکن است این مسئولیت را به دیگری واگذار کنند. هر دانشکده پرستاری باید تعریف واضحی از مسئولیت ها و پتانسیل های موجود ارائه دهد.
زمانی که دانشجویان به عنوان کمک پرستار یا منشی پرستاری مشغول به کار می شوند و در کلاس‌ها حضور نمی یابند نباید کارهایی را انجام دهند که در شرح وظایف آنها به ع نوان کمک پرستار وجود ندارد. در صورتی که دانشجویان به عنوان کمک پرستار مشغول به کار هستند و تمایل به انجام کاری دارند که هنوز برای انجام کامل و ایمن آن کار آماده نشده باشند این درخواست باید به سوپروایزر اطلاع داده شود تا یک فرد مطلع در کنار او قرار گیرد.
بیمه‌ی تخلفات پرستاری
بیمه ی تخلفات پرستاری یا مسئولیت حرفه ای تعاملی بین پرستار و شرکت بیمه می باشد که به دفاع از پرستار در زمانی که به غفلت از وظایف حرفه ای یا تخلفات پرستاری متهم می شود می پردازد. بخشی از قرارداد بیمه بر این مبنا است که شرکت بیمه برای هرگونه غرامت وارده به پرستار باید مبلغی پرداخت کند یا برای وکلای پرستار که کار دفاع از حقوق آنها را بر عهده دارد مبلغی درنظر بگیرد. پرستارانی که در موسسات خدمات بهداشتی مشغول به کار می شوند به طور معمول تحت بیمه ی این موسسات قرار می گیرند و نیاز به تحت پوشش قرار گرفتن بیمه ی دیگری نیست. البته به جز پرستارانی که خارج از موسسه خود مشغول به کار هستند و به فعالیت های پرستاری می‌پردازند. بیمه ی شاغلین موسسات خدماتی تنها زمانی حامی پرستار است که پرستار در محدوده‌ی محیط کاری خود به فعالیت بپردازد. اما از آنجا که پرستاران افرادی حرفه ای هستند اغلب جدا کردن زندگی خصوصی آنها از وظایف حرفه ای و مهارت های شغلی شان کار سخت و دشواری خواهد بود. پرستاری که به صورت داوطلبانه برای همسایه و دوستانش به ارائه ی مراقبت های پرستاری بپردازد تحت پوشش بیمه بیمارستان قرار نخواهد گرفت.
پرستاران باید با وکلای خود در مورد انواع سیاست های اتخاذ بیمه و حقوق و شرح وظایف خود به مشورت بپردازند. زمانی که پرستار تحت پوشش بیمه ی محل کار خود قرار دارد و در مورد مسئولیت حرفه ای خود در مضان اتهام قرار می گیرد باید شرکت بیمه ی خود را در جریان قرار تا از او دادخواهی کند. اگر هر دو گروه سیاست های بیمارستانی و شرکت بیمه ی خصوصی به این نتیجه برسند که در نتیجه ی فعالیت پرستار اختلال اساسی در بیمارستان رخ داده است، بیمارستان می تواند از شرکت بیمه ی خصوصی پرستار درخواست کند که این کار پرستار را تحت پوشش خود قرار داده و غرامت آن را بپردازد. اما از آنجا که در بیشتر مواقع پوشش بیمه دولتی بیمارستان بسیار گسترده تر از پوشش بیمه ی خصوصی پرستار می باشد موارد اندکی به وجود می آید که بیمارستان از شرکت بیمه ی خصوصی پرستار غرامت دریافت کند.
واگذاری و انتقال:
کمبود نیرو: درهنگام کاهش نیروی انسانی، مساله به کارگیری نیروهای کافی در بیمارستان مطرح می‌شود. در حال حاضر برای مراکز درمانی، رهنمودهایی برای تعیین میزان پرستار مورد نیاز (نسبت پرسنل) به تعداد مددجویان وجود دارد. در صورتی که تعداد پرستار کافی برای ارائه یک مراقبت جامع وجو نداشته باشد، مشکلات قانونی رخ خواهد داد. در صورتی که با استدلال قانع کننده ای لازم باشد تعداد مشخصی پرستار برای مراقبت از بیمار اختصاص یابد حتماً باید این اطلاعات در اختیار سوپروایزر قرار گیرد. چنان چه پرستاری در مورد این مساله شکایتی دارد باید به صورت کتبی به مدیر پرستاری اعلام کند. با این وجود در صورتی که بیمار از یک جراحت رنج می برد نباید هویت پرستاری که به این مساله اعتراض دارد برای وی مشص شود چون به حساب عدم توجه پرستار گذاشته می شود، بلکه باید این گونه نشان داده شود که پرستار براساس دلایل مشخصی عمل می کند. هنگامی که متن شکایت تنظیم شد پرستار باید یک کپی از آن را برای خود نگه دارد. اغلب مدیران می دانند که آگاهی از مشکلات بالقوه موجود در یک شیف یکی از مسئولیت های آنها است. پرستاران نباید هنگامی که نیرو ناکافی است دست به اعتصاب بزنند. پرستاری که از پذیرش این مساله امتناع کند به عنوان فرد نافرمان تلقی می شود و از این مساله بیمار بیشتر متضرر خواهد شد. بسیار اهمیت دارد که از سیاست های موسسه و روش هایی که بتوان قبل از بروز این مساله آن را کنترل نمود آگاهی یافت.
جابه جایی بین بخشی: گاهی اوقات نیاز دارد تا پرستاری در واحدهای مختلف که دارای مسئولیت‌هایی غیر از تخصص پرستاری هستند کار کند. به عنوان مثال پرستاری شاغل در بخش زایمان به بخش اورژانس منتقل شود. در این زمان بیماری که با شکایت از درد قفسه سینه وارد اورژانس می شود. دوز لیدوکائین اشتباهی از پرستار بخش زایمان دریافت نموده و به دلیل آسیب غیرقابل بازگشت مغزی فوت می کند و پرستار به دلیل عملکرد اشتباه دادخواست می شود. پرستارانی که گردش بین بخشی دارند باید وجود هر نوع کمبود در تجارب و اطلاعات در مورد انواع مددجویان بخش مورد نظر را به سوپروایزر خود اطلاع دهند و در این هنگام اگر سوپروایزر از عملکرد مطئمن پرستار اطمینان ندارد باید جا به جایی را متوقف کند. در چنین شرایطی دادگاه اعلام می کند که در صورتی که پرستار بخواهد در حیطه های مختلف کاری که خارج از حیطه تخصص وی است فعالیت کند باید برای آماده کردن پرستار برنامه های آموزشی و تربیتی تدارک دیده شود. قبل از استخدام پرستاران باید از سیاست های بیمارستان در مورد جا به جایی بین بخشی آگاهی یابند و بدانند چه چیزی از آنها انتظار می رود. برای مثال پرستار نباید در حیطه هایی که در آن آموزش ندیده است کار کند.
دستورات پزشک: پزشک مسئول کنترل درمان طبی است و پرستار نیز ملزم به پی گیری دستورات پزشک است مگر اینکه اطمینان داشته باشد که این دستور پزشک اشتباه است یا به بیمار صدمه می‌زند. بنابراین تمامی دستورات باید بررسی شود و اگر دستوری اشتباه یا صدمه زننده شناخته شد حتماً باید همراه با پزشک دوباره بررسی شود. اگر پزشک از صحت دستور اطمینان دارد و پرستار هنوز معتقد است که این دستور نامناسب است باید سوپروایزر را در جریان بگذارد. اگر پرستار پیش بینی می کند که اجرای دستور صدمه زننده است نباید آن را اجرا کند. سوپروایزر باید در جریان مسائل قرار گیرد و یک یادداشتی از تمام جزئیات واقعه بنویسید و برای حفظ پرستار از اتهام سرپیچی از دستورات باید دلیل انجام ندادن دستور را قید کند. سوپروایزر باید در حل دستورات سوال برانگیز کمک کند. گاهی ممکن است برای اطمینان از مناسب یا عدم صحت دستور، مشاوره پزشکی انجام شود. در صورتی که پرستار دستور نامناسب یا ناصحیح را اجرا کند مسئول تمامی صدماتی است که متوجه بیمار خواهد بود.
در صورتی که پرستار، پزشک را از وضعیت بیمار مطلع کند، دادخواست عملکرد نامناسب متوجه پزشک و بیمارستان خواهد بود. برای دادن آگاهی صحیح به پزشک ، پرستار باید به طور کامل بررسی های پرستاری را انجام دهد تا نشانه ها و علایم مهم را تشخیص داده و به پزشک اطلاع دهد. پرستار باید در پرونده بیمار ، اطلاع به پزشک، دستور پزشک و بیمار به درمان را ذکر کند.
پزشک باید تمامی دستورات خود را مکتوب کند و پرستار نیز باید از ثبت دقیق آن اطمینان حاصل کند. لازم است تا دستورات پزشک به صورت شفاهی صادر نشود چون احتمال اشتباه در آن افزایش می یابد. در صورتی که بنا به ضرورت دستور شفاهی صادر شود (موارد اورژانس) باید هر چه سریع‌تر معمولاً ظرف 24 ساعت، این دستور به صورت کتبی نوشته شده و به امضای پزشک برسد.
مدیریت بحران
مدیریت بحران رویه ای جهت اطمینان از ارائه مراقبت پرستاری مناسب در موقعیت های بالقوه خطرزا یا جلوگیری از آن قبل از وقوع حادثه آسیب زننده می باشد. مراحل مدیریت بحران شامل شناسایی احتمال خطر، بررسی آن، عمل در جهت کاهش خطر و ارزشیابی آن می باشد. یکی از ابزارهای مورد استفاده در مدیریت بحران، گزارش واقعه یا گزارش رویداد است.
مدیریت بحران نیازمند ثبت مناسب وقایع است. گزارش پرستاری می تواند مدرکی باشد که مشخص کند چه چیز به درستی برای مددجو انجام شده است و می تواند عاملی برای اثبات این باشد که عملکرد پرستار مبتنی بر استدلال و ایمنی مناسب بوده است. ثبت موارد باید با صحت، دقت و روش مناسب صورت گیرد. به منظور حفظ مددجو، پرستار باید گزارش مراقبت های ارائه شده و جزئیات مربوط به آن را ثبت کند. در صورتی که پرستاری مورد دادخواست قرار بگیرد ثبت موارد در چارتی به نام «گزارش پزشک» ناکافی است چون وی جزئیات دستور پزشک یا گزارشاتی که به پزشک داده است را به یاد نمی آورد. در هنگام دادخواست اغلب اولین چیزی که از طرف وکیل مدافع مورد بررسی قرار می گیرد ، گزارش پرستار است. در دفاع از دادخواست، بررسی انجام شده توسط پرستار و گزارش تغییرات مهم بسیار اهمیت دارد. بنابراین پرستار باید شرح تماس خود با پزشک، ارتباطات آگاهی دهنده به پزشک و واکنش پزشک را ثبت کند.
برای پرستاران بالین، اجرای روش ها با استدلال کافی برای بهبود کیفیت و کنترل بحران، موجب دستیابی به کیفیت بالای خدمات ارائه شده می شود. یکی از حیطه هایی که احتمال بروز اشتباه در آن وجود دارد استفاده از وسیال الکترونیکی پایش بیمار است. به طور کلی وسیال پایش بیمار قابل اعتماد نیستند و پرستار نباید به طور کامل وابسته بخ آن باشد. بنابراین پرستار باید برای اطمینان از صحت عملکرد وسایل الکترونیک، بیمار را به طور مداوم پایش کند. وسایل الکترونیکی نیز می تواند خطرزا باشد و باید توسط مهندس بیومدیکال جهت اطمینان از کارکرد مناسب آن و اطمینان از این که بیمار دچار شوک الکتریکی نمی شود به طور مرتب کنترل شود.
در اتاق عمل به منظور پیشگیری از صدمه به بیمار و طرح دادخواست در روش های جراحی شمارش گاز، نیدل ها و وسایل به طور مرتب اجرا می شود. حتی پزشک که گاز یا وسیله ای را وارد محل زخم جراحی نموده است در انتهای کار خود به شمارش پرستار استناد می کند. به طور معمول هنگامی که چارت شمارش گاز پرستار صحیح باشد اما بیمار به دلیل ماندن گاز دچار مشکل شود، بیمارستان مسئول است چون پرستار در حالی که شمارش صحیح نبوده است، تعداد صحیح آن را چارت کرده است.
به منظور پیشگیری از صدمه به بیمار وسایل باید به دقت مورد استفاده قرار گیرد. در هنگام وضعیت دادن در صورتی که پرستار پدهای وسیله را نادرست یا به طور ناقص قرار دهد مسئول خواهد بود. تمامی پرستاران باید بتوانند در شرایط بحرانی یک مدیر باشند.
ارتباطات حرفه ای
پرستار باید با سازمان ها و کمیته های حرفه ای که استانداردهای مراقبتی را تدوین می کند در ارتباط باشد. در صورتی که قوانین، دستورالعمل ها، آیین نامه ها و سیاست هایی که در مورد عملکرد پرستاری است با واقعیت منطبق نباشد پرستار باید در مورد تعیین عملکرد صحیح پرستاری مشارکت کند. پرستار باید نماینده دیدگاه پرستاران و مددجو در جامعه باشد. کلام پرستار می تواند موثر و قدرتمند باشد هنگامی که برای حمایت و رفاع عمومی یک سازمان دهی مددجو است.
مفاهیم کلیدی:
* پرستار دارای مجوز کار، پرستاری است که مدرک پروانه کار خود را از دولت دریافت کرده است. این مجوز با توجه به زمینه تحصیلی و گذراندن امتحان و داشتن دیگر معیارها صادر می شود.
* سیستم قانون مدنی به منظور حفظ حقوق خصوصی افراد و سیستم قانون جنایی به منظور حفظ حقوق افراد و جامعه به وسله نهادهای قانونی تدوین می شود.
* پرستار در موارد زیر در مورد عملکرد خود مسئول شناخته می شود: پرستار (متهم) وظیفه ای را به بیمار (شاکی) بدهکار باشد، پرستار مسئولیتی را انجام نداده باشد و در نتیجه آن بیمار متحمل صدمه‌ای شده باشد و همچنین پرستار وظیفه خود را به طور کامل انجام ندهد و در نتیجه آن صدمه‌ای به بیمار وارد شود.
* تمام مددجویان باید مراقبت های بهداشتی را به طور محرمانه دریافت کنند و اطلاعات آن ها بدون اجازه انتشار نیابد.
* براساس قانون، عملکرد پرستاری باید براساس استانداردهای مراقبتی باشد که این استانداردها، برگرفته از قوانین پرستاری است و رهنمودی برای سازمان های حرفه ای و تدوین سیاست ها می‌باشد.
* پرستار مسئول است که از کسب رضایتنامه در هر نوع روش جراحی یا دیگر روش های طبی قبل از انجام روش اطمینان حاصل کند.
* پرستار مسئول است که تمام روش ها را به درستی اجرا کند و در مورد اجرای دستورات پزشک نیز قضاوت حرفه ای خود را به کار گیرد.
* پرستار موظف است که دستورات پزشک را اجرا کند مگر این که معتقد باشد دستور پزشک صحیح نیست و می تواند برای مددجو آسیب رسان باشد.
* استاندارد پرسنل، تعیین کننده نسبت پرستاران به مددجو است و در صورتی که پرستار برای مراقبت بیش از استاندارد بیمار درنظر گرفته شود باید با دلیل مواجه باشد و اعتراض کتبی پرستار باید به مدیر پرستاری ارسال شود.
* قوانین مربوط به فوت شامل ثبت تمام وقایع حوالی مرگ، نوع درمان متوفی، کسب رضایتنامه برای انجام اتوپسی از متوفی قبل از مرگ یا پس از مرگ از اعضاء خانواده نزدیک می باشد.
* بالغین می توانند خود رضایت به اهدا عضو بدهند و پرستار باید اطلاعات کافی را در مورد این تصمیم به آنها بدهد.
* تمام پرستاران باید از قوانین مربوط به عملکرد پرستاری در کشور مطلع باشند.
* با توجه به قوانین، پرستار باید موارد جنائی نظیر سوءاستفاده از کودکان و همچنین بیماری های قابل انتقال را گزارش دهد.
* پرستار به عنوان مدافع بیمار است و باید از کیفیت مراقبت دریافتی در هنگام مدیریت بحران و استانداردهای عملکرد پرستاری اطمینان یابد.
* پرستار باید هنگامی که فرد آسیب دیده است وقوع و شیوع آن را گزارش کند.






منابع:
1. Marquis-B.L &leadership rols and management function in nursing" 4th ed-chapter 23
2. T.M.marrelle-lynda.s.hilliard. "the nurse manager survival guide"

3. (پرستار و قانون) ترجمه مهين و محمود عباسي
4. قانون سازمان نظام پزشكي جمهوري اسلامي ايران- 1384
5. عليرمايي-نسرين-قانون و پرستار- 1381
6. حقوق بيمار و مسئوليت پرستار-صديقه سالمي- 1384




منبع: 10 روانپزشکي ايران دانشکده پزشکي