تشريح يبماري كبد چرب توسط دكتر جمالي متخصص گوارش بيمارستان سينا / قسمت دوم


۱۵ دی ۱۳۹۰
به گزارش روابط عمومي بيمارستان سينا: ادامه گفتگوي روابط عمومي سينا با دكتر جمالي در زمينه بيماري كبد چرب :

اگر ممكن است اطلاعات مختصري هم در مورد علل بروز بيماري ارائه نماييد؟

علل بيماري را مي توان به دو گروه كلي تقسيم كرد. گروه اول داروها و سموم و گروه دوم اختلالات سوخت و ساز مي باشند. براي علل احتمالي ايجاد كننده بيماري نمونه هايي ذكر شده است مثل : اختلالات متابوليك از قبيل ديابت، چاقي، افزايش چربي خون و گرسنگي طولاني؛ مصرف بعضي داروها ؛ فلزات ؛ بيماري هاي مادرزادي كبد و بعضي عملهاي جراحي و در نهايت موارد مختلفي مانند سندرم رشد بيش از حد باكتريهاي روده ، كم خوني شديد ، تغذيه وريدي كامل ، بيماري التهابي روده ، ليپوديستروفي نيز به عنوان زمينه بروز بيماري معرفي شده اند. البته مجدد تاكيد مي كنم موارد ذكر شده از علل قاطع بيماري كبد چرب محسوب نمي شوند.

گفته مي شود كه بيماري كبد چرب با بيماري چاقي در ارتباط مي باشد نظر شما به عنوان يك متخصص و پزشك در اين مورد چيست و در صورت مثبت بودن اين ارتباط تا چه درصدي مطرح مي باشد؟

چاقي از مهمترين بيماريهاي همراه با كبد چرب است. البته افزايش ميزان چربي شكمي كه با شاخص اندازه دور كمر به دور باسن اندازه گيري مي شود، نقش مهمتري از چاقي كل بدن در بيماري كبد چرب دارد.
افزايش چربي شكمي نشانه اي از مقاومت به انسولين و سندرم متابوليك مي باشد.
افزايش چربي خون از ديگر اجزاء سندرم متابوليك است كه با بيماري كبد چرب ارتباط دارد و درمان مناسب افزايش چربي خون منجر به كاهش روند تخريب سلول هاي كبدي در بيماري كبد چرب مي گردد.
مقاومت به انسولين كه مقدمه اي در ايجاد بيماري قند (ديابت) است، اساس ايجاد سندرم متابوليك بوده و حتي قبل از بروز ديابت آشكار مي تواند بر سلول هاي كبدي آثار سوء بگذارد. سندرم متابوليك مجموعه اي از بيماري هاي پرفشاري خون، افزايش چربي خون، چاقي و ديابت است. مطالعات اخير حاكي از آن هستند كه با افزايش تعداد بيماري هاي تشكيل دهنده ي اين سندرم، شدت بيماري كبد چرب نيز افزايش مي يابد. به عبارتي ديگر كبد چرب همان تظاهر كبدي سندرم متابوليك است.

آقاي دكتر با توجه به اهميت بيماري در زمينه فرايند ايجاد بيماري توضيح دهيد؟

روند ايجاد بيماري كبد چرب، به دليل كم بودن الگوهاي حيواني مناسب جهت مقايسه با كبد چرب انسان به خوبي شناخته شده نيست.

قابل قبول ترين فرضيه در سال 1998 توسط آقايان دي وجيمز به اين صورت بيان شد كه اولين اتفاق اختلال در سوخت و ساز اسيدهاي چرب در كبد است، كه تحت تاثير يك يا چند محرك محيطي و يا ژنتيكي منجر به ايجاد التهاب و تخريب سلول كبدي و در نهايت ايجاد بافت جوشگاهي در كبد و سيروز ميشود.
افزايش ميزان چربي سلولهاي كبدي مهمترين يافته بافت شناسي است. در حالت طبيعي اسيدهاي چرب از طريق جريان خون روده ها به كبد منتقل شده در آنجا توسط يكي از اعضاء مهم سلولهاي كبدي به نام ميتوكندري كه منبع توليد انرژي سلولي هستند، تغيير يافته و به صورت فسفوليپيد از كبد خارج ميشوند. اين روند تحت تاثير هورمونها و به خصوص انسولين تنظيم ميشود. انباشته شدن چربي در سلول كبدي هنگامي اتفاق ميافتد كه روند توليد چربيها افزايش يافته و ترشح آنها از كبد مختل شود. اين پديده زماني اتفاق ميافتد كه ميزان چربيهاي ورودي به كبد افزايش يافته و يا به علت اختلال در ميتوكندري ها روند توليد و ترشح فسفوليپيدها كاهش يابد.
مقاومت به انسولين به عنوان اولين عامل دخيل در روند فوق مورد مطالعه قرار گرفته است. افراد مبتلا به بيماري قند و يا چاقي داراي مقاومت به انسولين هستند كه اين خود باعث افزايش اسيدهاي چرب موجود در كبد مي شود. انباشته شدن اين مواد در سلول كبدي مخرب مي باشد و مي تواند منجر به مرگ سلول كبدي شود.
با تضعيف عواملي كه سبب خروج چربي از سلول هاي كبدي مي شوند (اكسيداسيون و سوخت چربي) و غلبه عواملي كه سبب افزايش ورود چربي به سلول كبدي مي شوند (مقاومت به انسولين) انباشتگي چربي در داخل سلول هاي كبدي به وجودمي آيد.
سه عامل مهم در روند ايجاد بيماري كبد چرب شناخته شده اند كه شامل اسيدهاي چرب، واسطه هاي شيميايي به نام هاي «تي ان اف آلفا» و«آديپونكتين «مي باشند.
اسيدهاي چرب به طور طبيعي بين بافت چربي وسلول هاي كبدي مبادله مي شوند. واسطه هاي شيميايي ذكر شده نيز در بافت چربي و كبد وجود دارند.
«آديپونكتين» با جلوگيري از ورود اسيدهاي چرب به داخل سلول هاي كبدي و افزايش سوخت و ساز چربي در داخل سلول هاي كبدي از تجمع چربي در كبد جلوگيري مي كند. اين واسطه شيميايي يك عامل مهم حساس كننده كبد به اثر انسولين مي باشد. «تي ان اف آلفا» واسطه شيميايي ديگري است كه اثر مخالف اثر واسطه شيميايي اول يا همان «آديپونكتين» را داشته و سبب افزايش تجمع چربي در كبد و ايجاد مقاومت به انسولين مي شود.

با افزايش اثر«تي ان اف آلفا» نسبت به «آديپونكتين» نه تنها انباشتگي چربي در كبد بوجود مي آيد بلكه اين افزايش سبب توليد مواد سمي (راديكال هاي اكسيژن) در ميتوكندري ها مي شود كه در نهايت منجر به ايجاد التهاب، مقاومت به انسولين و مرگ سلول كبدي مي شود.
انباشتگي چربي در سلول كبدي با ايجاد يك سري واسطه هاي شيميايي سبب توليد واسطه هاي التهابي از جمله «اينترلوكين 6» مي شود كه از مهمترين عوامل مرگ سلول كبدي خواهد بود.
ميكروب هاي روده اي علاوه بر تنظيم جذب چربي ها از دستگاه گوارش، در توليد اسيدهاي چرب در كبد نيز نقش دارند. مشاهده شده كه ميكروب هاي روده اي در برخي افراد لاغر مي توانند سبب افزايش تجمع اسيدهاي چرب در كبد شده و باعث ايجاد واسطه هاي شيميايي التهاب مانند «اينترلوكين 6» و «تي ان اف آلفا» شوند.
دكتر ضمن تشكر مجدد؛ در پايان صحبتها و توضيحات تخصصي خود مي خواستم در چند جمله كوتاه سير اين بيماري را بيان فرماييد؟

در حال حاضر عقيده بر اين است كه پيشرفت بيماري كبد چرب به سمت سيروز بر اساس شدت توليد واسطه هاي شيميايي التهاب و روند التهاب در سلول كبدي تعيين مي شود.
البته در اين مسير واسطه هاي شيميايي متعدد ديگري نيز نقش دارند كه تاكنون شناخته نشده اند. به همين دليل است كه در بعضي بيماران عليرغم چربي فراوان كبد، پيشرفت به سمت سيروز بسيار كند بوده، در حالي كه در بعضي بيماران با مختصري تجمع چربي در كبد التهاب شديد ايجاد شده و سير بيماري به سمت سيروز سريع است.


منبع: بيمارستان سينا دانشکده پزشکي